من سمت فامیلای شوهرم هر وقت میرم دست شروع میکنن به مسخره کردنم منم بی زبونم نمیتونم هیچی بگم شوهرمم هیچی نمیگه مثلا غیر مستقیم حرف کوتاهی قد و چاقی و خیلی چیزارو میندازن مشخصه که کاملا با من هستن و بعدش نیشخند میزنن از کوچیک تا بزرگشون اینطوری چیکار کنم چی جواب بدم منم بسوزونمشون؟
میگن هر عملی را عکسالعملی است هم اندازه و خلاف جهت آن
خوبی خودمون وقتی بازتاب کنه به حسادت و مشکل روانی بقیه اینجوری برمیگرده
براشون دعا کن
❤️ اگر میخوای خودتو بشناسی به خوبی نگاه کن که عاشق چه کسانی هستی و از چه کسانی متنفری، هر ادمی کپی کوچکی از معشوقه هاش میشه ❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️زندگی خوب رو سلمان داشت که همه چی رو رها کرد و رفت به دامن علی پناهنده شد، زندگی خوب رو "جُوون" داشت، برده ی سیاهی که احتمالا باورش نمیشد "امیری حسین و نعم الامیر" ی که با شوق فریاد زد تا ابد با اشک و سوز تکرار بشه، زندگی خوب رو "بشر بن حارث" داشت که گذر امام کاظم(ع) به دم خونه اش خورد و از مجلس رقص و شراب، به مقامات عالی رسید، زندگی خوب رو اون شاهزاده ی رومی داشت که به شیرینی عشقی که تو قلبش حس کرد، ناشناس بین برده ها و کنیز ها رفت و توی شرایط سخت زندگی کرد ....توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️