یگی از اشناهامون پسراش باهم دعوا میکنن بعد ی.ی از پسراتنهاخونه میمونه ی دفعه دوتا زن قد یلند سیاه میان روسرش میگن دیدی برادرات ابروت بردن بیا خودتو بگش گبریت نفت میدن بهشخودشو اتیش میزن ب هوش گ میاد اینارومیگ ممیمیر
خونشوم واقعا جن داره دوتا زنن اینا اومدن خونه ساختن جای جن ها بوده اوارشون کردن خانواده این دوتا زنه رفتن الان این دوتا زنه چند سال یگ بار یگی از اون اعضاخانواده رومیگشن
یا اتیش میزنن یااب جوش یاا یگیشونو از بلندی انداختن پایین
رفتن پیش دعوا نویس اون گفته گ ب این دلیل ک بالاتر گفتم اذیتتون میکنن ی روزییییی خانوادشون از اونجا رد میشن ایما میرم باهاشون