اینکه دوست ندارن برم خونشون
فقط دوست دارن خودشون بیان خونم
وقتی میرم اونجا بی احترامم میکنن
میان خونم خوشحالن
مادرشوهرم تو خونش غذا کم میذاره جلوم و ده بار میگه که گوشت کیلو چند خریده و میگه غذارو برا پسرم درست کردم
خونمم که میاد حس میکنه اگه نخوره ضرر کرده
مثلا خداشاهده کل دیس میوه رو میخوره حالش بد میشه ولی باز میخوره فک میکنه تمومش نکنه ضرر میکنه.
از یه اخلاق دیگشونم بدم میاد همش میگن چون بچه هامونو فرستادیم مدرسه باید الان که سرکارن به ما پول بدن. چون اگه ما نمیفرستادیم مدرسه نمیتونستن برن سرکار