من یک برهه ای از زندگیم دچار استرس و اضطراب شدید بودم به طوری که در سه چهار شبانه روز نیم ساعت خوایم میبرد و بهم پنیک دست میداد، رفتم دکتر داروی خواب و آرام بخش بهم دادن، علاوه بر استفاده دارو خیلی رو خودم کار کردم که آروم بشم، مثلاً هر هفته پنجشنبه و جمعه شمال بودم که ریلکس کنم
بعد سه چهار ماه خوب شدم، این داستان برای سه سال پیش