دیگه پلیسا بهش مشکوک شدن. چون شوهرش چند بار قبلش هم بابت مسمومیت و حالت تهوع دکتر رفته. بعد فوت همسرش بچشو میبره میزار پیش مادرشوهرش به بهونه اینکه میخوام برم سر قبر شوهرم چند ساعت تنها باشم اما مادرشوهرش مچشو میگیره توخونه میبینن با همین پسره که الان دستگیر شده. بعد شکایت میکنن و خلاصه پلیسم پیگیر میشه و بقیه ماجرا