ما رفته بودیم خونه خواهرشوهرم
نوه شون خیلی بیشعور بود
یهو حمله می کرد دختر منو گاز می گرفت
خواهرشوهرمم ناراحت میشد
آخرشم بابای بچه کتکش زد
یه بار اومدن خونه ما باز دختره شروع به گاز گرفتن کرد
بابای بچه به شوهر من گفت دایی مثل اینکه دخترت خیلی کتک خوره
منم گفتم نه عزیزجان دختر شما خیلی جنگیه
زنش ناراحت شد مگه بچم چیکار کرده جنگیه
گفتم لباس بچه ی منو برن بالا جای دندوناش ببین اونوقت میفهمی چیکار کرده
اینقدررررر پروووو