۶ ماه پیش
سر آبرو تهدید شدم جوری که داشتم خودمو میکشتم
گفتم یا امام حسین تو غیرت داری تو شخصیت داری تو یبار فهمیدی شرمنده بودن یعنی چی نزار من شرمنده شم
دستام میلرزه
آبرومو یجوری نگه داشت یجوری آبرومو خرید تا عمر دارم شرمندشم
منو نامزدم یسال بود جدا شده بودیم،
هنوز همو دوس داشتیم
اربعین زنگ زدم بهش با وجود اینکه غیر ممکن بود آشتی کردیم،
دقیقا نامزدم وقتی زنگ زدم بهش از مرز عراق وارد اسران شده بود از کربلا برمیگشت
بعد ها برام تعریف کرد گفت تو حرم گفتم یا حسین من برمیگردم برم خواستگاریش تو خودت حلش کن
الانم مشکل داریم کمم نیست ولی یه لحظم دلم نلرزیده
آقایی که واسطه این عشق شده تا اربعینم حل میکنه عقدمو با نامزدم برای اولین بار میرم پابوسش.