2777
2789
عنوان

از نوزادم بدم میاد

| مشاهده متن کامل بحث + 425 بازدید | 27 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به هرحال درحال حاضر شما الان بچه دارین پس نباید اینکارو بکنیدچون توی فامیل ها دیدم که بعدش چقدر همچی ...

حاضر به طلاق نیست

به اجبار میخواد این زندگی رو نگه داره 

اما من خوشحال نیستم واقعا در عذابم 

اینقدر عصبی میشم شیرم کم شده جوابگو نیست

ناراحتی و عصبانیت باعث میشن شیرت کم کم خشک بشه

رازیانه بخور  و از همه مهم تر به فکر بچت باش الان اون فقط و فقط به تو نیاز داره نه بابا نه خاله نه مامان بزرگ هیچکس فقط تو

بیچاره شوهرت که تلاش کرد تو رو پایبند زندگی کنه

چقدر راحت قضاوت میکنید 

مگه تو زندگی من بودی ببینی با خوب و بدش ساختم و تحملش کردم 

امیدوارم ی شوهر مثل شوهر من نصیب خودت یا عزیزت بشه ببینی تا با کفش کسی را نرفتی قضاوتش نکنی

کوتاه بیا خواهرجان کوتاه بیا دیگه.

یعنی چی از بچه بدم میاد

خودتو جمع و جور کن

توی سال 1403 داری این حرف رو میزنی ملت بهت میخندن .

این حرفا مال بیست سال پیش بود که خانوما تازه داشتن از فیلمهای ماهواره ای تآثیر میگرفتن نه مال حالا که همه فهمیده شدن.

ناخواسته بوده یا خواسته به هر حال بچتونه توی شکم یکی دیگه نبوده که.

بخدا بعبعی پدرشوهرم اینا عید پارسال یه بعبعی کوچولو گیرش اومد نصفه شب به دنیا اومده بود پدر و مادر شوهرم بچه اش رو گذاشته بودن توی انبار که گرم بمونه مامانش از نصف شب بع بع کرد با تن صدای فوق بلند فکر کنین منم که عصب های شنوایی دوتا گوشام ضعیف شدن و درست بعضی صداها رو نمیشنوم هم میشنیدم صداشو. پسرم اون موقع سه سالی داشت انقدر بعبعیا رو دوست داشت تا میرفتیم روستا از ماشین پیاده میشد می دوید سمتشون. ولی از اون موقع که بچه ی اونو گذاشتن توی انبار اونم یکسره بع بع میکرد پسرم دیگه ازشون ترسیده و دیگه سمتشون نمیره.

بعبعیه خودشو داشت میکشت انگار بلندگو توی گلوش گذاشته بودن همش بع بع میکرد بچه اش رو میخواست. فکر میکرد ازش دزدیدن دیگه فکر نمیکرد که بخاطر سرما و اینکه یخ نزنه بردنش توی انبار.

خواهر عزیز من اشتباه توی زندگی مشترک زیاده اگر از همسرتون ناراحتین ببخشینش اونمهمههم که میگین بهتون خوبی کرده. بچه ی طفل معصوم گناه داره اون مدلی باهاش برخورد میکنین.

چقدر راحت قضاوت میکنید مگه تو زندگی من بودی ببینی با خوب و بدش ساختم و تحملش کردم امیدوارم ی شوهر مث ...

عزیزم کاش پیشگیری میکردی اگه هنوز مردد بودی ک بیاری یا نه

یه لحظه خودتو جای اون بچه بزار ببین چقدر بد ک مادر دوستت نداشته باشه به خدا بسپار یکم دلتو بزرگ کن مهرش به دلت بیفته

کوتاه بیا خواهرجان کوتاه بیا دیگه.یعنی چی از بچه بدم میادخودتو جمع و جور کنتوی سال 1403 داری این حرف ...

هنوز چهل روزمون نشده خانوادش همش اینجان توقع پذبرایی دارن 

نمیدونم به بچه برسم یا اونا

کادو ک اصلا نمیارن میگن رسم نداریم

گیر افتادم تو غربت وسط خانواده‌ شوهر خسته شدم همش دلم میخواد گریه کنم

هنوز چهل روزمون نشده خانوادش همش اینجان توقع پذبرایی دارن نمیدونم به بچه برسم یا اوناکادو ک اصلا نمی ...

یکم صبوری کن عزیزم همیشگی ک اونجا نمیمونن بالاخره میرن 

بعدش با نی نی حرف بزن بخندونش ببین چقدر شیرینه مطمعن باش خدا مهرشو به دلت میندازه الان بخاطر رفتارهای بقیه و اومدنشون خونت ک خودتم حوصلشونو نداری کلافه ای و اونجوری حرف میزنی

هنوز چهل روزمون نشده خانوادش همش اینجان توقع پذبرایی دارن نمیدونم به بچه برسم یا اوناکادو ک اصلا نمی ...

دلت رو بزرگ بگیر خواهر عزیز من اشکال نداره اینا میگذرن. اونهمه که میگی همسرت هوات رو داره با ملاطفت و ملایمت و آرامش ازش بخواه کمکت کنه.

ازدواج کردن همینه باید اقوام شوهر هم توی صحنه های زندگیت حضور داشته باشن چون شوهرت نمیتونه اونا رو دور بندازه که.

آدم عاشق کر و کور میشه شنیدی دیگه؟

اگر عاشق شوهرتی باید هم چشم پوشی کنی هم از این گوش بگیری و از اون کوش در کنی.

بعدشم بیکاری که دنبال کادوی اونایی؟  خدا خودش بهترین کادو رو بهت داده یه نیگاه بهش بنداز ببین تو رو خدا دستا و پاهای کوچولوشو با پاهاش رکاب میزنه😘😍 ببوسش دورش بگرد بخدا

من دوتا دارم دهتا دیگه هم گیرم بیاد بازم ناشکری نمیکنم عاشق بچه هستم .

بهترین هدیه رو گذاشتی یه گوشه دنبال اسکناس های بدون گوشه ی مردم هستی؟

روی حرفام فکر کن. منم برات دعا میکنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز