من ۹ ماه عقد بودم، ۴سال پیش
خیلی سخت گذشت
همه نظر میدن، با همه باید هماهنگ کنی
یکار میخواستم انجام بدم با مادر و مادرشوهر و خود شوهر و همه باید هماهنگ میکردم
با مادرم میخواستم برم مسافرت، شوهرم یچیزی میگفت، با شوهرم میخواستم برم، بابام یچیزی میگفت
چقدر با شوهرم بحث داشتم سر مسایل الکی
دیوانه شدم قشنگ