البته من اخلاقای خاصی دارم
نفسم میگیره اصلا پیش کسی بخوابم شب
دوست دارم تنها و در آرامش باشم الان که زمستونه من تا صبح پنجره رو باز میزارم پنکه هم بالا سرم روشن یعنی باید یخ باشه جایی که میخوابم
اما شوهرم با دو تا پتو میخوابه تازه از بچگی یه ترسی داره شب چراغ اتاق رو روشن میزاره تا صبح
خب نمیتونیم با هم بخوابیم
اون ۱۱ شب میخوابه
من ۴ صبح
خلاصه تفاهم نداریم