چرا هنوز مطمئن نیستن اما خر نیستن ک میفهمن
هیچی من میخاستم برم جا این
این آخر کوچه بود
بعدش دیدن اینو فکر کردن منتظر منع
بعدش عموم گوشی اینو گرفته بود بعد این مادرش فرستاده بود گوشیو بگیره چون من زنگ میزدم دیگه خبر نداشتم
بعد سر گوشیش دعوا راه انداختع بود
بعدش هیچی دیگه سهیلشون زنگ زدن پلیس