بچه ها بعدسه سال فهمیدم زن گرفته. عییییین خیالم نبود منی ک واسش میمیردم
زنشو یبارتویه مغازه دیدم دورادورمیشناسمش اون نمیشناسه منو
لباس گرفته بود رو مانتوش ببینه بهش میاد پروف کنه یا نه
تواینه ی قدی مغازه
پشت سرش وایسادم همزمان و هم اونو نگا کردم هم خودمو
دیدم واقعا برازندشه. ب هم میان من حیف بودم براش