داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.🕷یه روز می گیرمت SUZUKI GSX250R و باهم یه ایرانو به یادش می گردیم.
دعا میکنی بش برسم؟ خیلی سختی کشیدم بخاطرش..یه صلوات برام بفرس امام حسین تورو ب رقیه ات تا محرم حاجتمو بده دارم جون میدم😭😭😭دعا کن اگ ازدواج کرد هیچوقت اون روز منی نباشه تو این دنیا .چون مجبورم با خنده و شادی برم عروسیش نمیشه نرم ...خیلی بده دعام کن .خدایا امام زمان معجزه کنین برام😓.امام رضااااا تورو ب خدا کمکم کن دست تو دستش بیام حرمت.خدایا توروخدا. شهادت امام رضا مینویسم اینجا امیدارم سال دیگ اینموقع تو خونمون باشیم بهش رسیده باشم در حال درست کردن نذری، یا امام رضا تورو ب جوادت 🥺🥺 دعام کنین توروخدا فقط اینجوری ب خدا بگین ک خدا منو عشقمو قسمت هم کنه. دیگ توان ندارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما یه غذا داریم این ترکیبی هست تقریبا ، کوفته برنجی که توش تن ماهی میزاریم و سس هم با پیازچه و سس مایونز سفید درست میکنییم به شدت خوشمزه و جزو غذاهای مورد علاقمه
*بهشت عجب جای مخوف و هولناکی میشود وقتی که*:*داعشی ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*طالبان* فکر میکنند به بهشت میروند...*القاعده* فکر میکند ب بهشت میرود...*مابقی گروهک های نیابتی مسلمان در تمام دنیا* فکر میکنند به بهشت میروند...*بودایی ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*هندو ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*مسیحی ها* فکر میکنند به بهشت می روند...*انسانها را به بردگی میگیرند و زندانی میکنند* فکر میکنند به بهشت میروند...*فکر میکنند اگر هفت مسلمان شیعه رو بکشند* به بهشت میروند...*یهودی ها* فکر میکند به بهشت میرود...*وهابی* فکر میکند به بهشت میرود...*هر کدام بخاطر عقیده دیگران را میکشند* و فکر میکنند به بهشت میروند...*یک انتحاری زنان و مردان و کودکان بی گناه را میکشد* و فکر میکند به بهشت میرود...این *بهشت* چقدر *زشت* و *کریه* خواهد بود وقتی که این جماعات در آن باشند.این *بهشت* از *جهنم* هم بدتر هست...در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن *(آگاهی و خرد)* است، در جهان.تنها يك گناه بزرگ و نابخشودنی وجود دارد آن هم *(جهل و نادانی)* است...بهشت برای آگاهان است وسلام
برنج و جلبکش رو نیستم. ذائقه هر ملتی متفاوته. اینا با ذائقه ما نمیسازه.
این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...