2777
2789


امشب دیدم شوهرم یواشکی داره تو بالکن با گوشیش میحرفه و میگه مامان چیکارش کنم؟چاقو بزارم رو گلوش به زور وردارم بیارمش اونجا که تا میبینیش شروع کنی به گلایه کردن...بذار راحت باشه...کاریش نداشته باش و این صحبتا...نگو مادرشوهرم زنگ زده که زنت نمیاد به من سر بزنه...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

[QUOTE=50491468]عجب مادرشوهری‌.... اه مادرشوهرت منو میخواست!!![/QUOTEحالا همین که میرسم خونه شون تا منو میبینه شروع میکنه به گلایه... وای وای...  آخرین بار که رفتم خونه شون ... تا رسیدم شروع کرد به گیر دادن...البته جلو شوهرم قربون صدقه م میره ها

[QUOTE=50491468]عجب مادرشوهری‌.... اه مادرشوهرت منو میخواست!!![/QUOTEحالا همین که میرسم خونه شون تا ...

اهمیت نده به حرفاش ولی میبینی داره زر زیاد میزنه جوابی بده که خفه خون بگیره....شوهرم چند وقت پیش خودش با خانواددش به مشکل خورده بود حدود ۲ ماه نمیرفت خونه مادرش منم یکبار گفتم چرا نمیری گفت دلم نمیخواد برم توام حق نداری بری.باباش زنگ زد به منکه چرا نمیایین.؟منم روک و راست گفتم پسرت نمیذاره من چیکار میتونم بکنم؟بعدش خودشون از شوشو معذرت خواسته بودن اشتی کرد .

رودروایسی باهاشون نکن چون خیلی دو رو هستن انگاری

اهمیت نده به حرفاش ولی میبینی داره زر زیاد میزنه جوابی بده که خفه خون بگیره....شوهرم چند وقت پیش خود ...


وای وای دو رو که چه عرض کنم... اونروزی با یه لحنی بهم میگه سن پسرم داره میگذره قصد نداری بچه دار شی...بعد که شوهرم اومده میگه داشتم به یلدا میگفتم خیلی دلم میخواد بچه ی شما دو تا رم ببینم...هیچ ارزویی دیگه ندارم جز این پسرم

وای وای دو رو که چه عرض کنم... اونروزی با یه لحنی بهم میگه سن پسرم داره میگذره قصد نداری بچه دار شی. ...

از دست اين مادرشوهرا كه به همه چي كار ميدن خودشونو

خداروشكر كه شوهرت پشتته

بيخيال حرفاشون باش عزيزم

هركاري ك خودت و شوهرت ميدونيد خوبه رو انحام بدين

بذار اونا گلايه بكنن ي گوشتو در كن و يكيو دروازه

جوابشونو هم نده

وای وای دو رو که چه عرض کنم... اونروزی با یه لحنی بهم میگه سن پسرم داره میگذره قصد نداری بچه دار شی. ...

😡😡😡😡😡چه دروغگوییه...

توام ادامه ی حرفشو جلوی شوهرت کش میدادی میگفتی مادرجون توی بارداری سن پسر که مهم نیست چقدر باشه بعدشم شوهر من خودش تصمیم باید بگیره...

😡😡😡😡😡چه دروغگوییه... توام ادامه ی حرفشو جلوی شوهرت کش میدادی میگفتی مادرجون توی بارداری سن پسر ...



پیش اون چیزی نگفتم از بس مظلومم خخخخ ولی تا رسیدیم خونه گذاشتم کف دست شوهرم


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز