من باردارم سر موصوعی باشوهرم دعوام شد ی مشت محکم زدتوچشم ازته دلم نفرینش کردم گفتم خیرنمیبینی رفت سرکارزنگ زدتوبیمارستانم تصادف کذدم بکی دنده هاش شکسته ماسین زده دردرفته گفتم خدایاچقدربزرگی ولی امد خونه اه وناله هاش ومراقبتاش بهش بی محلی کردم نتونستم کارش یادم بره میگه تلافی میکنم نمیدونم چجدری باهاش کناربیام