سلام من دیشب عروسی بودم ساعت۱۲ تموم شد بعد ما دخترا مهمونی دعوت بودیم بعدش خونه فامیلشون
منو دوستام رسیدیم یهو دیدم هیچ کفشییی بیرون نی فککردم اشتباه اومدیم یهو در بازشد ی خانم میانسال بود گفت درست اومدی عزیزم و اینا
خواستم کفشمو درارم گفت عزیزم با کفش بیا تو قشنگم منم کفشم گلی بود بارون باریده. بود گفتم اخه گلیه گف فداسرت عزیزم رفتم تو دیدم همه دخترا با کفشایی ک تو تالار. پوشیدین رو فرش این خانمه ان فرششم سفید بوداااااا اما ما دخترا ی ساعته سیاهش کردیم😂😂😂😂 تفصیر خودش بود اخه ولی خب منم ازخدام بود چون واقعا سختمونه بعد عروسی بی کفش بررقصیم
شما تا حالا با کفش رفتیم بعد عروسی