غصه نخور واسه منم سال اول لباس با شوهرم رفتیم گرفتیم همه رو پیچیده بودن تو کاغذکادو تو پلاستیک گذاشته بودن آوردن هیچیوتزیین نکرده بودن . سال دومم که شوهرم طفلک خودش رفته بودیه تابلو و یه عطر ویه دسته گل واسم گرفته بود اومد خونه ی بابام.بعد که اومدیم خونشون دیدم یکی مثل همون تابلو رو دیوارشونه از شوهرم پرسیدم گفت اومدم تابلو رو نشون مامانم دادم خوشش اومد منم روم نشد دوباره رفتم برا تویکی دیگه گرفتم
وا خب شوهرت یه تابلوی دیگه میخریدچرادوتا عین هم آخی شوهرت معلومه خیلی خوبه دلم سوخت واسش
آره خیلی خوبه همون سال اولم یه سرویس قابلمه هم واسه شب یلدا گرفته بود واسم کپ همونو مامانشم خرید برا خودش منم اون سرویس رو گذاشتم خونه ی مامانم یکی دیگه گرفتم گفت چرا همونو نیاوردی گفتم مدلش قدیمیه دوست ندارم.اون تابلو رو هم یه مدت زدم به خونم که شوهرم دلش نشکنه بعد دادمش به خواهرشوهرم یکی دیگه گرفتم