بچه ها قرار بود پنجشنبه مادرشو برادرش اینا بیان خونمون شام بعد یهو مامامان زنگ زد گفت فردا میاییم بعد اینکه قطع کرد من گفتم وای طی نکشیدمو کارام میمونه چون قرار بود پنجشنبه که شوهرم خونس کمکم کنه یهو عصبی شد گفت حرف نزن قاطی میکنم گفتم من که نگفتنم چرا روزش عوض شد یا نیان گفت تو بیخود میکنی بگی مگه جرات داری بگی....
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)
خیلی دلم میخاد داد بزنم و بگم هرچقدم مرد باشی مرد خوشبخت کردن یه زن نیستی .......عجیبه حاظریم خوشبخت نباشیم اما کنار کسی باشیم ک دوستش داریم ........💔💔💔💔 ....کاش اونجوری که دوست داشتم دوسم داشتی ..... تاابد ((معذرت میخام دختر نداشته ای ک نشد ب دنیا بیارمت تا ابد تو حسرتتم و روزی هزار بار خودمو لعنت میفرستم بخاطر انتخابم 💔 ))
آخه کوچیکم کرد گفت بیخود میکنی مگه میتونی چیزی بگی!!
اهمیت نده ،چی بگم والله
تو هم با خنده شوخی میگفتی آرع من شریک زندگیتم ،من زن این خونه م ،من دوس دارم با آمادگی کامل از مهمونام پذیرایی کنم و این حرفهااااا
خامش کن
من امام رضایی ام🌹🌹🌹دل من گم شد اگر، بسپارید امانات رضا... و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش ملاقات رضا... از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم همه گفتند محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا(علیه السلام)