2777
2789
عنوان

ازدواج 😿کمک

| مشاهده متن کامل بحث + 314 بازدید | 34 پست
خب وقتی خودت میدونی نمیتونی تن به اجبار بدی ردش کن.اخرش سر همین چیزا باید دعوا کنی یا اینکه کنار بدی ...

باور کن همینو گفتم ..ولی اون شخصی که می‌خوامش آدم منطقیه اجباریم نکرده مشکل پدرشه که این حرفا حالیش نیست ..می‌دونی خاستگارم نیست ردش کنم ما خیلیه به هم وابسته شدیم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وقتی اول زندگی به عقاید شما احترام نمیزارن تا آخر عمرم باهات بد رفتار میکنن پسری که تو رو دوست داشته باشه  با خانوادش سر تو می‌جنگه تا بدستت بیاره. دوستی های الان عشق یکی دوروزه هست و تمام. خودت و آینده و زندگیت رو به خاطر عقاید باطل این مردم خراب نکن.به ازدواج احساسی فکر نکن. آخرش انگ میزنن بهت و نهایت میشی بیوه 

باور کن همینو گفتم ..ولی اون شخصی که می‌خوامش آدم منطقیه اجباریم نکرده مشکل پدرشه که این حرفا حالیش ...

خب عزیزم الان که شما وابسته شدید واقعا سخته نظر دادن.ولی درستم نیست تن به اجبار بدی.بگو این اقا با پدرش بشینه منطقی حرف بزنه از خوبیا وکمالاتت بگه چن بار حرف بزنه وبگه حالا هرکیم که چادری نباشه دیگه ادم بدی نیس والا.بایدایشون یجوری پدرشو راضی کنه و مطمئن باش اگه شمارو بخوان از جونشونم مایه میزارن راضی میکنن.

تو روشون همون اول باید بگی بقول دوستمون ختم به بحث ومیشه. دیگه  نمیتونی براشون نقش بازی کنی که ...

اگه پسره اینو می‌گفت خب اینو بهش میگفتم حتما واسمم مهم نبود که چی میگه بعدش ولی بابای اون اینطور میگه هم من هم اون با پدرش مشکل داریم من گفتم همینه که هستم ولی باباش راضی نمیشه

خب عزیزم الان که شما وابسته شدید واقعا سخته نظر دادن.ولی درستم نیست تن به اجبار بدی.بگو این اقا با پ ...

وای مرسی عزیزم که درکم کردی آره نمیتونم تن به اجبار بدم امیدوارم با ادامه بحث و‌‌‌‌‌...یکم نظرش عوض شه

به بحث ختم میشه یا باید قیدشو بزنی کلا یا چادری شی که اونم پدرشه بی احترامی کنی زندگی خودت خراب میشه

الان من تو دوراهی گیر کردم ن میتونم چادری شم ن از هم جدا شیم

وای مرسی عزیزم که درکم کردی آره نمیتونم تن به اجبار بدم امیدوارم با ادامه بحث و‌‌‌‌‌...یکم نظرش عوض ...

امیدت بخدا باشه همیشه هر چی خیر باشه بهمون میده نگران نباش.اصلا خودتو ناراحت نکن 

عزیزم چادر یه نمونه کوچیک از اختلافات بزرگتره شما دو نفر تو دو تا فضای متفاوت بزرگ شدید حرف سر دو تا ...

ببین من تا یه حدودی مذهبی هستم این آقا پشتمه گفت تا چند سالم که بشه با پدرش حرف میزنه منو اون از قبل میدونستیم که اولین حرفی که میزنی چادره خودمون رو واسش آماده کرده بودیم من اومدم مشاوره بگیرم که با وجود پافشاریاش نمی‌خوام به بحث و.... بکشه چون اینطور آینده هم بد میشه .‌‌‌‌

مطمئنی خوده طرف مقابلت مثل پدرش نیست!؟ فقط این چادر نیست خیلی چیزهای دیگ ممکنه ک از نظر فکری متفاوت ...

آره عزیزم اگه اینطور بود که تن به ازدواج نمی‌دم شاید تو یه چیزای کوچیک که با حرف حلش میکنیم همیشه .. می‌دونی باباش آدم مذهبیو مسنیه با جو امروزه نیست


وقتی اول زندگی به عقاید شما احترام نمیزارن تا آخر عمرم باهات بد رفتار میکنن پسری که تو رو دوست داشته ...

خب ببین اونم داره همین کارو میکنه اینطور نیست که هرچی باباش...بگه ...اونم بگه چشم ...من و اون دلمون نمی‌خواد اول ازدواج خانواده هامون باهم بد و سرد باشد ...یه راه بهتر می‌خوام 

عزیزم مرد زیاده بقران عجله نکن بذار کسی بیاد که همه جور قبولت داشته باشه

باور کن گفتنش راحته 😔دختری نیستم که تا عاشق میشه کور میشه ...واقعا این آقا و شخصیتش رو دوست دارم ..ماخیلیه همو میشناسیم

باور کن گفتنش راحته 😔دختری نیستم که تا عاشق میشه کور میشه ...واقعا این آقا و شخصیتش رو دوست دارم .. ...

میدونم گلم ولی زندگی خیلی سخت تر من ۳ سال نامزد بودم الان ۹ ماه عزوکسی کردم بخدا پیر شدم لذت نبردم دو ماه تول حق نداشتم خط چشم بکشم تا یکسال نذاست مو رنگ کنم در شورتی که من مجرد بودم عر روز یه رنگ بود من میر شدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108