وااای بچه ها امروز یه اتفاق عجیب افتاد ، داشتم تراس تمیز میکردم یه یهو یه کبوتر گنده اومد تو خونه من خیییلی از پرنده و حیوون میترسم فشارم میوفته میبینم ، اصلا اون لحظه نمیدونستم چیکار کنم فقط بدو بدو رفتم زنگ همسایه مونو زدم شوهرش اومد جلوی در با رنگ پریده بهش گفتم چی شده ، اون بنده خدا انگار خیلی تعجب کرد الان با خودش گفته چه خولیه اومد خونمون پرنده رو گرفت انداخت بیرون
بعد که رفت با خودم فکر کردم چقدر کارم زشت بوده ولی آخه شوهرمم ۱۱ شب میاد خونه نمیدونستم چیکار کنم :( به نظرتون الان زنش ناراحت میشه؟ یا چه فکری در موردم کردن؟؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
استاتر من دقیقا مثل توم از همه چی میترسم حتی مورچه گازی شاید بگید الکی لوس بازی دراری اما بخدا میترسم حتی یبارم دست به جوجه رنگی ها هم نزدم و بشدت از مرغ خروس گربه سگ گوسفند میترسم .
خدای عزیزم به معجزه هایت ایمان دارم وقتی ایمانت را درون قلبم احساس میکنم ارامش میگیرم .کمکم کن خدای من
آخیییییییییییی حیوونا نازن...به خصوص دام های اهلی رو من خیلی دوست دارم..
گاو گوسفند
اسب که نفس نفس میزنه
به جزززززززززززززززز سووووووووووووووووسکککککککککک
دخترکی شاد در من میزیست...که چونان شاپرک، به اینسو و آنسو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بالهایش ریخت... پَرپَر شد...