ببیم عزیزم من همسرم پسرعمومامانمه
یعنی فامیل نزدیکیم
کلی باهم تفاوت داریم
یه مثال واضح
وقتی اونامادرشون فوت شد
خواهرشوهرام به من وجاریم پریدن که چرا شماها برای مامانم خودتون جر ندادین،چرا براش درست عزاداری نکردین وفلان
حالا اخیرا مادربزرگ من فوت شده
دایی کوچیکم به اون یکی داییم وزنش که پیش مادربزرگم زندگی میکردن توپید که شما احترام مادرم نگا نداشتید
همون لحظه مادرم وخالم بهش حرف زدن که ما هیچ توقعی از عروس نداریم
ازشون هم ممنونیم
اونا هیچوقت به اندازه ما نگران وناراحت مادر ما نیستن واین طبیعیه
ما خودمون باید عرضه میداشتیم و....
ببین باچندجمله داییم اروم کردن اما خواهرشوهرای خودم باچند جمله یه مدت زندگیم داغون کردن
البته شوهر هم خودش باید عاقل باشه