نزدیک ازدواجتون خیلی فشار عصبی روش بود و زود قاطی میکرد؟دوسپسرم هرچی نزدیکتر میشیم به ازدواج بیشتر میره تو فشار و خیلی زود بهم میریزه.خیلی صبور بود ولی الان خیلی حساس شده
استرس داشتی دیگه.اینم استرسیه ولی منم فشاری نمیارم ب اون صورت
نه استرس نداشتم اما خوشم نمیومد از فرایند عروسی مخصوصا، ترجیح میدادم برم سفر اما شوهرم میگفت یعنی من عرضه ندارم برا تو عروسی بگیرم که لباس عروس بپوشی و فلان، بعدم خانوادت نمیگن دخترمون همینجوری برداشت برد و کلی حرف این شکلی تا راضی شدم عروسی بگیریم ولی خو حالا هم اصلا عروسی جز خاطرات خیلی فراموش نشدنی و فلانم محسوب نمیشه 😂
با احترام،درخواست دوستی ممنوع//💍🤍//در کمال احترام،از نظر من تمامی مردای عضو این سایت اوبی و خانومای حامیشون پیکمی های تشنه هستن،من تمایلی به همکلامی باهاتون ندارم اگه جزو این دو دسته این،پس هیج وقت و تحت هیچ شرایطی منو ریپ نزنین و تو تاپیکمم نیاین.با تشکر فراوان😚
نه استرس نداشتم اما خوشم نمیومد از فرایند عروسی مخصوصا، ترجیح میدادم برم سفر اما شوهرم میگفت یعنی من ...
ای کاش اینم اینجوری میگفت بمن و میگرفت،اما این اقا کلا میگه عروسی فقط پول خرج کنیه و کلا دوست داره همه چی در ساده ترین شکل ممکن باشه و کلا همه ۱۰ ۱۵نفر بیان و این خلاص،خیلی استرسیه