ن ننوشتم..بیمارستان عرفان ولی ربطی ب بیمارستانم نداش تا رسیدم بیمارستان بعد نیم ساعت دردایه کوچیک بچ ...
من خیلی شرایطم بد بود موقع زایمانم هیچکس نبود کنارم زن همسایمون اوردتم بیمارستان خانوادم ک شمال زندگی میکنن شوهرمم سرکار بود از شانس من گوشیشو جواب نمیداد ..مادرشوهر کثیفمم بهش زنگ زدم گف زوده این دردا طبعیه ..بیشعوررر ..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.