2777
2789
عنوان

در جلسه‌ی خواستگاری چی بگیم (آموزش)

| مشاهده متن کامل بحث + 9747 بازدید | 357 پست

دوستی ها 1


دوستان مرد چه کسانی هستند؟ چه صفاتی دارند؟ به چه کارکردهایی علاقه مند هستند؟ سوابقشان چیست؟ نشانه های رفتاریشان چگونه است؟ پیامها و دعوتها و آثارشان به چهسمت و سویی ست؟ این سؤالات و سؤالاتی نظیر این ها، از دغدغه های مهمی است که روح و روان زن را نسبت به مردش نا امن و ملتهب می کند و برخی از مردان به جای احساس مسئولیت در این امر و تلاش برای امنیت بخشی به زن در خصوص دوستان و نوع مراوده با آنها، شاکی و مدعی زن میشوند که مزاحم مراوده ی من با دوستانم نباش. برخی دیگر انتظار دارند با وجود داشتن دوستانی که رفتارهای ناصواب و بزهکارانه دارند، همسرشان خیالی آسوده داشته باشد چون مدعی هستند هیچ تأثیری نمی گیرند و در برابر اثر دیگران مقاوم و تأثیر ناپذیرند! (کتاب زندگی، دکتر حبشی)


حتی اگر مردی که مدعی این مراقبت و محافظت از خـویش است، در ادعای خود راسخ و راست گو باشد، نمی تواند متوقع باشد که همسرش خیالی امن و آسوده داشته باشد و از هر تشویش و التهابی در این مورد در امان بماند. مرد امنیت بخش در گزینش دوستان، میزان معاشرتی که با آنها دارد نوع مراوده هایی که در جمع دوستان دنبال می کند آثاری که با دوستانش داد و ستد می کند، چنان امنیت بخش رفتار میکند که همسر و سایر اعضاء خانواده اش، دوستان وی را از امتیازات او محسوب میکنند و نسبت به دوام و بقای آن مصر و مشتاق اند. (کتاب زندگی، دکتر حبشی)


در مسئله ی دوستان برای مرد ناامن همین نشانه بس است که همسر و فرزندانش از وجود یا ادامه ی روابط مرد با رفیقانش در ناامنی و هراس به سر میبرند و خواستار قطعاین روابط اند. (کتاب زندگی، دکتر حبشی)

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

دوستی ها 2

  • رفیق بازیش واقعا خستم کرده. دیشب ساعت ۲ اومد. اصلا از رفیقاش دست نمیکشه. خسته شدم، بچه نداشتم، میرفتم.
  • شوهرم نمیذاره زیاد با دوستام برم بیرون؛ مثلا اگه الان رفتم تا چند ماه دیگه نباید برم. نمیدونم این چه منطقیه. تازه وقتایی میرم که اصلا نبودم احساس نشه؛ مثلا وقتی سرکاره و فرقی ب حالش نداره ولی نمیدونم چرا اینجوری میکنه.
  • میره تو جمع مختلط و با زن های مورد دار و دور هم مست میکنن و میرن گردش. اخه تو یه خونه تا صبح با چند تا زن و مرد مست کن و جلف بازی. همیشه هم میگه ما کاری نمیکنیم و فقط خوش میگذرونیم
  • یک سال تمام ماشین نداشتیم جایی بریم هر جا میرفتیم باید با مادرشوهر و پدرشوهر می رفتم. الانم ک شوهرم ماشین گرفته وقتش رو با دوستاش و باشگاه پر کرده. من رو هیچ جا نمیبره. یک سره با دوستاش تفریح و مسافرت یک روزه ست
  • شوهرم هفته ای دو بار رفیقاش رو می بینه. هر چه قدر هم اصرارمی کنم قبول نمیکنه. دیگه واقعا خسته شدم از همه لحاظ مرد خوبیه فقط اینکارش باعث عذاب منه
  • بعد از کارش میره مغازه رفیقش. با رفیقش و زن رفیقش حرف میزنه. بعد از یکی دو ساعت میومد. من تا ۱۱، ۱۲ شب تنها بودم
  • شوهرم هر شب با دوستاش شام میخوره. نزدیک ده ساله همینجوریه. رفیق بازه یه رفیقم داره مثل داداششه براش. اسمش رو میارم باهام دعوا میکنه میگه داداشمه. هر روز و هرشب بیرون شام میخوره، میاد خونه زیاد نمیخوره منم اعصابم بهم میریزه دوست ندارم جایی غذا بخوره میگه بقیه حسابم میکنن امشبم رفت خیلی اعصابم خرده.
  • شوهرم از سرکار میاد، شام میخوره. میره پیش دوستاش و ساعت 12 شب میاد خونه. روز تعطیل پیش دوستاشه. وقت هایی که فکر میکنم کار میکنه، بازم پیش دوستاشه. حتی سالگرد ازدواجمون، تولد خودم و بچه هام هم میره پیش دوستاش و پیش من و بچه ها نمیمونه. دوس دارم مثل بقیه مردا از سرکار میاد بشینه جای زن و بچش یا با ما بره ییرون ولی برعکسه بعضی وقتا خیلی اعصابم داغون میشه بخدا از دستش همیشه بقیه تو الویتن براش اصلا دوس نداره تو خونه باشه. وقتی هم میاد باز به یه بهونه میره بیرون خسته شدم
  • با دوستاش که میره بیرون به دخترهای مجرد شماره میدن. مشروب میخورن. سیگار و قلیون میکشنن. یه دوست درست و حسابی نداره. همه ی دوستاش ارازل و اوباشن
  • شوهرم میگه چه معنی میده دو سه تا دختر جوون تنها بشینید سیب زمینی سرخ کرده و نسکافه و .. این چیزا بخورید. بگو بیان خونه. دوست ندارم برید رستوران و کافه. مگه عقده دارید؟؟
  • شوهرم اجازه نمیده یه دورهمی با دوستام برم. ماهی یه بار در حد دو ساعت با دوستای مجردیم میرم بیرون. شوهرم خوشش نمیاد و ازم شاکیه میگه جرا با دوستات میری بیرون
  • به خاطر دوست و رفیق و ولخرجی بدهی بالا آورده. بازم دست از کاراش نمیکشه. میگم کمتر پولت رو خرج این دورهمی ها کن! اصلا انگار نه انگار جز خودش کسی براش مهم نیست.
  • صبحش قرار بود برام موکت بشوره، من رو پیچوند و رفت برا دوستش حمالی. من اولویت زندگیش نیستم، من بخوام برم بیرون دوستش هم بخواد بره پارک دوستش رو میبره بیرون حتی اگه از قبلش قول داده باشه بهم
  • دو هفته رفته با دوستاش مسافرت

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گفت و گو با همسر 1

  • شوهرم قهر کرده که چرا شب خواب رفتی و منتظر نموندی تا زنگ بزنیم. در حالیکه من یکساعت منتظرش موندم و قبلش هم تلفنی صحبت کرده بودیم وقتی ساعت ۱۲ و نیم شب شد دیگه خوابم برد.
  • تا یه الو میگم، زود قطع میکنه و میگه زنگ نزن! رفته یه چی بخره تا الان زنگ میزنم رد میزنه کثافت. انقد ازش متنفرم یعنی دوس دارم همین الان هرجا هست گوشیش رو بدزدن یا با ماشین زیرش بگیرن
  • ده بار ازش پرسیدم تخم مرغ درست کنم برات؟ بار آخر که دیگه عصبی شدم گفتم درست کنم یا نه؟ برگشته بهم میگه مگه من گاوم باهام بلند حرف میزنی؟ همیشه همینه یه چیز رو میگم ده بار باید بگم تا جوابم رو بده. روانیم
  • با اینکه ۱۸ ساله میگذره ولی هنوز عادت نکردم به رفتارش. با لحن تند و عصبی صحبت میکنه. یه صحبت ساده رو هم با لحن تند میگه. گاهی میگم ارومتر یا عصبانی میشه یا میگه من حرف زدنم اینجوره. خسته شدم دلم ارامش میخواد. بچه هامم همینن. همش داد، ناسزا و دعوا بریدم از این زندگی
  • گاهی اوقات حرفایی میزنه که واقعا دلم میشکنه. سالهاست ارزو دارم هر حرفی میزنه، برام مهم نباشه ولی نمیتونم؛ مثلا ظهر خوابیده بودم دخترم اومد بیدارم کرد به دخترم گفت چرا زنیکه رو بیدار میکنی. خیلی ناراحت شدم دلم میخواد زنگ بزنم بگم چه طرز خطاب کردنه ولی میترسم بدتر بشه چه کنم
  • من وقتی با نامزدم بیرون میریم و تو ماشین میگردیم خیلی حرف نمیزنه بیشتر همش باید خودم حرف بزنم
  • وقتی صداش میزنی از عمد جوابت رو نمیده. بعد خودش اگه صدات کنه و جواب ندی میگه کری یا لالی؟
  • شوهر من که وقتی پیش خانوادشه خیلی سرسنگین حرف میزنه. میگه کار داری بگو. پیش دوستاش اصلا نمیذاره بفهمن من زنگ زدم. یه جوری حرف میزنه انگار یه غریبم. فقط میگه اوهوم اوهوم باشه کاری نداری
  • سرکار میره، یه زنگ کوتاه هم نمیزنه. فقط قبل برگشت زنگ میزنه، چیزی برای خونه نمیخوای. بهش میگم 30 ثانیه وقتی نمیگیره. میگه سرکارم. فکرم مشغوله. یادم میره من که نرفتم خوشگذرونی.
  • شوهرم اگه کنار رفیقاش باشه و من بهش زنگ بزنم جلو اونا رد میده
  • تا میخوام حرف بزنم و خلافش حرف بزنم میگه برو نذار دهن من باز شه
  • از اینکه تا حرف میزنم و گله از چیزی میکنم داد میزنه و حرف عادیمون تبدیل به دعوا میشه.
  • همیشه خدا میبینم زنگ زده ب خانوادش،  یه ساعت با مامانش، نیم ساعت با خواهرش، یه ساعت با باباش حرف زده. اونوقت اصلا و ابدا زنگ نمیزنه. همیشه من زنگ میزنم اون همیشه پیام میده. امشب بهش پیام دادم کارت تموم شد زنگ بزن کارت دارم. بعد که رسیده دم خونه پیام داده چیکار داری؟ با اینکه مثلا با هم خوب خوبیم و‌مشکلیم نداریم. بعد زنگ زدم میگم چرا زنگ نزدی میگه خب بگو کارت رو منم قطع کردم. اومد خونه دیدم طبق روال بعد اینکه بهش پیام دادم، نیم ساعت با مامانش و یه ساعت با خواهرش حرف زده. میگم یه دقه نتونستی به من زنگ بزنی! میگه دوس ندارم بهت زنگ بزنم. اخرم بحثمون شد.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفت و گو با همسر 2

  • شوهر من هر حرفی بهش میزنم اگر توش عزیزم و قربون صدقه نباشه فورا میگه با من داری بد حرف میزنی. لحنت بده. با من درست صحبت کن. توی بدترین شرایط و شلوغ ترین ساعت کاری من پیام میده اگر یه کوچولو معمولی جواب بدم فورا گارد میگیره میگه داری به من بی محلی میکنی و تیکه میندازی
  • من معلمم و شغل شوهرم آزاده. یه جا رفته بود کار کنه تموم که شد بهم زنگ زد و گفت امروز کار نحسی بود. گفتم یعنی چی! جلو شاگردش گفت ری.دم تو اون دانشگاهی که به تو مدرک معلمی داد. تو باج دادی معلم شدی. شاگردش که شنید از پشت گوشی صدا خنده هاش رو میشنیدم.
  • 6-5 دقیقه بود داشتم با شوهرم صحبت میکردم. یهو گفت وای چقدر حرف میزنی! لال شدم. همین مرد ساعتها با موبایلش حرف میزنه. بخدا قسم مکالمه تلفنیش از یک ساعت کمتر نیست
  • تا به نامزدم پیام ندم، بهم پیام نمیده
  • شوهرم بهم زنگ زده بود و گوشیم رو بی صدا بود، نشنیده بودم. وقتی من رو پیش دوستم دید، هر چی دلش خواست گفت.
  • اگه رفتاری اذیتم کنه وقتی بهش میگم میگه همین که هست. دلم خواست
  • اصلا درست به حرفم گوش نمیده. زنگ که میزنم سریع میگه باشه باشه خدافظ.  چون کامل به حرفم گوش نمیده، اشتباه می‌فهمه. میگم یه کرم دست دیدم تو فلان داروخانه نزدیک سرکارت برو بگیر! بعد میگه چرا رزروش کردی خودم از یه جایی میگیرم خدافظ (حالا رزروش رایگان بوده‌ها) بعد رفته گرون تر خریده از یه جای دیگه چون کامل حرفم رو گوش نکرد که بهش بگم ارزون تره بهش میگم من بیرون فلان جام میتونی بیای دنبالم (خودش هم بیرون بود) بعد چون درست گوش نکرد رفته بود یه جا دیگه
  • بیش از اندازه ساکته. حالم بهم میخوره از رابطه های بی ذوق و شوق. با ذوق و شوق از اتفاق های روزم میگم، نظر که نمیده و تازه من رو هم دعوا میکنه که دیگه چیزی از سرکارت نگو من خوشم نمیاد. میگه به زور گوش میدادم و باید به جای این حرفها بشینیم کتاب بخونیم.
  • 6 ساله ازدواج کردیم. هر دومون آرومیم. همسرم از من بدتره. به هیچی نمیخنده. نهایت خنده اش یه لبخنده. از سرکار میاییم. یه چای میخوریم و فیلم میبینیم و بعد هم میخوابیم. شوهرم میگه من یه زن شاد میخواستم. همیشه میگه زن باید خونه رو گرم کنه. زن باید پرانرژی و شاد باشه. حالا که تو شاد نیستی من خونه نمیام که حالم گرفته نشه.
  • با شوهرم که حرف میزنم، سرش رو از گوشی در نمیاره.
  • من متنفرم وقتی یکی با تلفن حرف میزنه، یهو میگه بیا با فلانی هم حرف بزن. سریع گوشی رو بزاره دم گوشم. چون درون گرام از مکالمه با اطرافیان خودمم سرباز میزنم چه برسه با یه نفر غریبه. دیشب شوهرم داشت با خاله‌ش حرف میزد. بعد گوشی رو گذاشت دم گوشم گفت فلانی زنم میخواد باهات حرف بزنه. این رفتارش رو مخمه.
  • امروز بخاطر مسایل کاریم اومدم شهرستان که انجامشون بدم و برم. بابام از وقتی سوار تاکسی شدم تا فرودگاه تا وقتی رسیدم زنگ میزد حالم رو جویا میشد ولی همسرم بهم زنگ نزد ببینه مردم زندم. کلا بی خیاله و این رفتارش ازارم میده. بارها بهش گفتم ولی خب چ فایده

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفت و گو با همسر 3

  • شوهرم روزی ده بار به من زنگ میزنه. از این اخلاقش متنفرم. خب مرد حسابی یه بار زنگ بزن.
  • بالای بیست بار در طول روز به من زنگ میزنه. هیچ حرفی هم واسه گفتن نداریم. بعضی وقتها همینجوری گوشی در گوشمون هست و پنج دقیقه هیچ حرفی برای گفتن نداریم.
  • دوستم زنگ زد. چهار دقیقه باهاش حرف زدم و متوجه نشدم شوهرم پشت خطه بعد اینکه تلفن رو قطع کردم برگشت داد و بیداد کرد گفت از صبح دارم زنگ میزنم تو این گرما و... همیشه اخلاقش مزخرفه مثل ناظم مدرسه میمونه
  • شوهرم وقتی با دوستاش میره بیرون، دیگه جواب من رو نمیده و میگه دوستام میگن که زن ذلیلی.
  • سر هر چیز کوچیکی دعوا میشه. درباره ی یه چیزی سوال میپرسم، انگار یه حرف بدی زدم و با تندی جوابم رو میده.
  • دیر جوابم رو میده حتی اگه بیکار باشه من رو منتظر میذاره. برنامه گذاشتیم کاری رو انجام بدیم یا جایی بریم، دیر میکنه و خبر نمیده. بارها شده ساعت ها منتظرش موندم. از انتظار کشیدن متنفرم.
  • خیلی بی محبتی و بی مهری میبینم. سرم داد میزنه. اذیتم میکنه. جدیدا بهم حرفای بد میزنه جلو دختر ۵ سالم بهم میگه نفهم، خر، بیشعور، آشغال. جلوی همه سرم داد میزنه و بی احترامی میکنه
  • شوهرم با حالت دستوری و داد با من حرف میزنه، مثلا پاشو زود باش اینکار رو کن، اون کار رو کنن! امروز اعصابم خورد شد، باهاش دعوا کردم گفتم من برده تو نیستم
  • مدام با حرفهاش آزارم میده؛ مثلا من نباید ازدواج می کردم. ما از نظر تیپ به هم نمی خوریم. قبول داری من با زن احمقی ازدواج کردم. چرا به بچه ها این قدر غذا میدی چاق میشن. هیچ گاه جوابش رو ندادم ولی دیگه احساسی هم بهش ندارم بیشتر به عنوان پدر دخترم بهش نگاه می کنم تا همسر قبلا هر لحظه منتظر آمدنش بودم ولی دیگه این حس رو ندارم. اصلا میل ندارم در کنارش باشم قبلا وقتی باهش بیرون می رفتم سعی می کردم شونه به شونه اش راه برم ولی الان تا آنجا که ممکنه با فاصله راه می رم با او حرفی ندارم و کاملا ساکتم
  • ایکاش حرف بزنه، همیشه لاله، موقع ناراحتی هم بدتر میشه، منم حرف میزنم بهم محل نمیذاره، دعوام میکنه، خفه شدم انقد ریختم تو خودم. اسم تورو نمیشه گذاشت شوهر. تو یه آشغال عوضیه به تمام معنایی. درسته نه خیانت کردی نه دست بزن داری نه اهل دود و دمی ولی این لال بودنت، بی احساس بودنت، پیرم کرده. همیشه حسرت زندگی دور و بری هام رو میخورم. هیچیت به آدم نبرده. دیگه خسته شدم ازت. روزی صدبار تو ذهنم میکشمت
  • ساعت ها جواب من رو نمیده. میره بیرون من دلهره و اضطراب دارم که کجا رفت؟ چی شد؟ یه خبر بهم نمیده که کجاست.
  • بهش میگی کجایی؟ میگه مگه تو فضولی!
  • ۹۹ درصد پیامای منو اخیراً بی جواب میذاره. مگر اینکه دیگه جوابش خیلی واجب باشه. میدونم سرکار سرش شلوغه ولی در طول روز یا توی تاکسی یا تو مترو یعنی ۱ دقیقه وقت نداره تو پیاما یه واکنشی نشون بده؟ خیلی حس بدی دارم.
  • از هر ۱۰ تا کلمه ای که میگه ۹ تاش فحش و توهین هست هرچیم بهش میگم فایده نداره من واقعا با تک تک کلماتش دلم میشکنه ولی حالیش نیست

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفت و گو با همسر 4

  • زنم میگه در طول روز همه ی کارهایی که با هم نبودیم و انجام دادیم رو بهم بگیم. از این همه کنترل خسته شدم. یعنی اگه با دوستم بریم یه کافه و چایی بخوریم و بهش نگم دعوا راه میندازه که تو از من مسائل زیادی رو مخفی میکنی.
  • اهل پیامک دادن و تلفن زدن نیست و الان که نامزدیم هفته ای یکبار به من زنگ میزنه.
  • وقتی قهر میکنه گوشیش رو خاموش میکنه
  • شوهرم از اون دسته هاس ک دعوامون میشه، من ۱۰۰ تا پیام میدم از حرص اون فقط سین میکنه تهش خطش رو از دسترس خارج میکنه تا روز بعد
  • شوهرای شما هم میرن ماموریت یادشون میره زن دارن و زورشون یه اس ام اس بدن؟؟ شوهر من سری های قبلی ماموریت هاش جواب تماس‌های منو نمیداد ولی با شماره ی ناشناس گرفتم، جواب داد. بعد هم پیش میومد دو روز ازش بی خبر بودم با همکاراش زن و مرد میرفتن جنگل و گردش میگفت وقت نمیکنم به تو اس بزنم
  • به شوهراتون نگین در محل کار و دانشگاه و خوابگاه چه مسائلی رخ میده. هر وقت مشکلی واسم پیش میومد، بهش می گفتم بعد شوهرمم شروع می کرد غر زدن که اره زندگیم بهم ریخته با سر کارت رفتنت. از صبح تا شب درگیری. قبلا براش درد و دل میکردم خانم فلانی چی گفت. رئیس چی گفت. به جای اینکه دلداری بده بدتر خودش قهر می کرد.
  • رفته پیاده روی کربلا. اینهمه مردم با شوهرشون تصویری تماس برقرار میکنن. فقط روزی یکی پیام رسمی داده سلام عرض ادب در حرم موسی کاظم هستم
  • شوهرم پیام های من رو سین نمیکنه؛ مثلا من توی روبیکا بهش پیام میدم، میبینم که آنلاینه ولی پیام من رو باز نمیکنه. بعد از 5 ساعت جواب من رو میده

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

وقت گذارندن با همسر

  • هر شب از سرکار غروب میاد غذاش رو میخوره، میره کافه تا ساعت یک الی دو شب. هفت ساله که دارم بهش میگم قلیون نکش! نرو! اما کار هرشبشه. پیر شدم موهای سرم از دستش همه سفید شده. خدا همچین مردهایی رو لعنت کنه. میره کافه خبر مرگش قلیون میکشه و ورق بازی می‌کنه. حرف بزنم میگه برو نمیخوامت از خدا میخوام همین امشب سزای تموم بلاهایی که سرم آورد رو بده
  • شوهرم مغازه داره، بعضی وقتا بهش میگم بیام بهت سر بزنم. میگه باشه ولی وقتی با دخترم میرم. عصبی میشه و گیر میده اخرشم دعوا درست میکنه که چرا اومدین
  • همیشه تو فکرم بود که بعد از ازدواج مثل دوتا دوست باشیم. باهم صادق باشیم. بریم بیرون و کنار هم قدم بزنیم. گاهی دوتایی باهم فیلم تماشا کنیم. دوتایی یه غذا باهم بپزیم. خونه دوستامون و اشناهامون بریم دوتایی. شبا بعد شام باهم بشینیم و دوتایی حرف بزنیم. ولی چیشد! هیچی شوهرم از صبح ساعت ۶ می‌ره تا ۱۰ شب سرکار خسته و کوفته دیگه هیچی دیگه. دو شغله شده در حالی که به هیچ وجه به شغل دوم احتیاجی نداشتیم. تو نامزدی تک شغله بود منم خیالم راحت بود که میتونم به هر چی که تو فکرم هست برسم ولی .. امروز مثلا تعطیله از ساعت ۹ رفته بیرون هنوز نیومده قرار بود تا ۱ خونه باشه و منم غذا پختم با عشق و منتظرم. چرا مثلا یه روز جمعه نباید کنارم باشه حداقل
  • شوهرم باید 24 ساعته با من باشه. یا من شرکتش باشم یا اون تو خونه باشه در حدی ک من ۵ دقیقه هم ‌نمینونم تنها با مادرم یا خواهرم حرف بزنم
  • میگه بریم گلزار شهدا صحبت کنیم. من دلم میخواد بریم کافه صحبت کنیم.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفتن سوابق عاطفی 1

قبلا وارد رابطه ی عاطفی با پسر یا دختری شده ام. باید برای کسی که میخواهم با او ازدواج کنم، افشا کنم؟ 

قبل از پاسخ دادن به این سوال، باید گفت چرا دختر و پسر وارد این روابط میشوند

  • میخوان که برای آشنایی، دختر و پسر رو بشناسن (که قبلا گفته شد که چرا دختر و پسر به این هدفشون نمیرسن و این هدف باطله)
  • برای اینکه با فرد ازدواج کننن (این تفکر و هدف بیشتر در دختران رایج است و میتوان گفت اکثر دخترانی که وارد روابط با پسر میشن، این هدف رو دارن)
  • نمیتونن نیازها و عواطف شون رو مدیریت کنن و مقاومت ضعیفی دارن.
  • برای سوء استفاده از فرد که میتونه سوء استفاده مالی،  سوءاستفاده جنسی و... باشد

این روابط قطعا برای ازدواج مزاحمت ایجاد میکنه و فرد دائما نگرانه که اگه این روابط افشا بشن، چکار کنه.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفتن سوابق عاطفی 2


دو رفتار در وضعیت سوابق عاطفی ممنوع است

  • تجسس

طرح این سوال که آیا شما قبلا در گذشته ی خود روابطی با جنس دیگر داشته اید یا نه، غلط است و بی حرمتی نسبت به حریم الهی است که خودش را ستار العیوب نامیده است و همچنین ما انسان ها از تجسس در اموری که فرد مامور است که آن را مخفی کند، منع شده ایم و خداوند در قران فرمونده: لا تجسسوا یعنی تجسس نکنید

  • افشای معصیت

در آموزه های دینی و احادیث گفته شده که افشای معصیت از ارتکاب گناه بالاتر است زیرا افشای معصیت باعث میشود که ستر الهی پاره شود و همچنین زمینه را برای گسترش گناه توسط سایرین را فراهم میکند. حتی اگر مخاطب ما قصد تجسس داشت ما از نظر دینی معصیتی که کردیم را انکار کنیم و این رفتار جزو مواردی است که جزو دروغ مصلحتی قرار میگیرد.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفتن سوابق عاطفی 3

کدام روابط رو باید به مخاطب خود بگیم؟

سابقه ای که هنوز وجود داره؛ مثلا دختر وارد رابطه با پسری شده که او رو تهدید میکنه. قرضی که هنوز ادا نشده. با فرد فامیل بوده و نمیتونه قطع رابطه کنه. در این صورت فرد باید رابطه ی خود را با فرد مقابل تمام کند و سپس به خواستگاری برود یا جواب خواستگار را بدهد یا اگر به دلایلی نمیتواند رابطه را تمام کند باید کاملا شفاف و روشن در جلسه ی خواستگاری آن را مطرح کند و در توضیحاتی که میدهد هیچ ابهامی نگذارد و همچین برای توضیح دادن وجود این رابطه نباید منتظر بماند که فرد از او سوال کند، بلکه خودجوش از این رابطه بگوید. مثلا بگوید که من قبلا با خانمی در ارتباط بودم و اون خانم کارمند بود وقتی ما میخواستیم ازدواج کنیم، خانواده ی ما مخالفت کردند. قبل از مخالفت خانواده ضامن من شده بود که وام بگیرد. من قسط هایم را به موقع پرداخت میکنم و الان دو سالی است که با آن خانم ارتباطی ندارم.

سابقه ای که از آن سند و مدرکی وجود دارد. مثلا صدایی ضبط شده. افرادی از آن رابطه خبر داشته اند. آن سابقه مشهور بوده. احتمال این وجود دارد که مخاطب زابطه آن رابطه را افشا کند. عکس و فیلمی از آن رابطه وجود دارد. فرزندی از آن رابطه وجود دارد. دست نوشته ای یا پیامی از آن رابطه وجود دارد. رابطه ای که از آن سند وجود دارد و فرد به هر دلیلی نمیتواند آن رابطه را حذف کند یا از آن رابطه رها شود، باید حتما در جریان خواستگاری آن را توضیح دهد حتی اگر مخاطب گفت که من نمیخواهم بدانم و برای من اهمیتی ندارد فرد باید مصرانه و قاطعانه به عنوان شرطی برای پذیرش یا انجام ازدواجش آن رابطه را توضیح دهد و منتظر مطالبه یا سوال از مخاطب نباشد. چرا باید آن را توضیح داد: 1. فرد میتواند تصمیم بگیرد که میتواند خواستگاری را ادامه دهد یا خیر 2. اگر سند و مدرکی افشا شد، مانع ازدواج فرد نمیشود چون از این سابقه اطلاع داشته 3. فردی که این سابقه را داشته دیگر نگرانی و اضطراب نمیکشد که اگر افشا شود، چکار کنم! فرد میماند یا میرود!  چه جوابی به او بدهم. 4. مانع هر گونه تهدید و سوء استفاده ای که فرد رابطه قبلی بخواهد انجام دهد میشود.

به همین دلیل کسی که در رابطه ی قبلی اش سند و مدرکی وجود داشته باید حتما آن را توضیح دهد حتی اگر مخاطب درخواست نکند! حتی اگر مخاطب برایش مهم نباشد.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

گفتن سوابق عاطفی 4

  • من ۵ سال با کسی تو رابطه بودم کل فامیل که چی بگم کل شهر میدونستن. من چند وقت بعد زن پسر داییم شدم. خودش گذشته من رو میدونست. دردم اینه تا دعوا میشه تا قهر میکنه تا عصبی میشه حرف اون رو میزنه. ببخشید حتی یبار وسط رابطه ازون ازم پرسید کوفتم کرد
  • هرچی میشه ازدواج قبلیم رو میکوبه تو سرم با اینکه خودشم ازدواج دومشه

سوال: من یکبار عقد دائم کرده ام، کی میتونم این رو به خواستگارم بگم؟

جواب: 1- باید این مطلب توسط دختر به پسر در جریان خواستگاری گفته شود نه توسط والدین و در پشت تلفن 2 - در جلسه دوم مطرح شود (یعنی پسر از لحاظ ظاهر و مشخصات اولیه قصد پیگیری دختر را داشته باشد) 3 - مسئولیت توضیح یا عدم توضیح مسئله به خانواده پسر، به عهده پسر است نه شما وخانواده ات 4 - در جلسه دوم و در ابتدای آن به این ترتیب گفته شود: اکنون که شما با مراحعه مجدد خود پیگیری این خواستگاری را مشخص کرده اید، من در ابتدای جلسه لازم می بینم در مورد مسئله ای که در مورد من وجود دارد آگاهتان کنم و آن سابقه ازدواجی ست که من در سطح عقد داشته ام. و در فاصله دوماه از انجام عقد شرعی به طلاق منجر شد و علت اینکه این مطلب را در جلسه اول مطرح نکردم به قصد مخفی نگهداشتن آن نبوده است که نه ممکن است و نه من این کار را درست می‌دانم. اما چون از پیگیری شما برای ادامه خواستگاری مطمئن نبودم به سفارش مشاور گذاشتم برای ابتدای جلسه دومی که شما مراجعه داشتید. در این مسئله هم پاسخگوی هر سئوال و توضیحی که لازم می دانید از آن باخبر بشوید هستم و حتی اگر مایل باشید و قصد بررسی و تحقیق داشته باشید، ایرادی نمی بینم مشخصات و شماره تماس ایشان و خانواده اش را هم در اختیارتان بگذارم. ضمنا تصمیم در مورد طرح این مسئله به خانواده تان را هم به عهده خودتان می گذارم، اگر چه درست تر آن می دانم که قبل از تصمیم نهایی تان خانواده تان را در جریان بگذارید

**********

سوال: اگه قبلا با کسی رابطه داشته باشی و قبل از ازدواج اون رابطه تموم بشه و پشیمون باشی اما مطمئن نباشی ک در اینده همسرت میفهمه یا نه باید چ کار کنی؟ باید بهش بگی؟؟

پاسخ:  در شناخت های زمان خواستگاری پرداختن به دو دسته سوابق ضروری ست: 1 - سوابق عاطفی و ارتباطی که از آن سند و مدرکی وجود دارد مثل عکسی که داده اید، نامه ای که در دست کسی دارید، اطلاعاتی که خانواده یا اطرافیان دارند، و مثل اینها ... 2 - سوابق عاطفی و ارتباط هایی که دنباله دارند یعنی هنوز آن پسر رها نکرده و مدعی پیگیری ست یا دل و روح دختر متصل به آن سوابق است و متنفر و کنده نشده است و مایل است تا ارتباط را تجدید کند در این دو وضع نمی‌توان بدون معرفی سوابق به ازدواج با خواستگار پرداخت اما چطور بگوییم و چه بکنیم: در مورد اولی بعد از آنکه خواستگار قصدش برای ازدواج جدی شد (یعنی در جلسه دوم که خواستگار پیگیر ازدواج با شما بود) به توضیح سابقه می پردازیم. برای این بیان کردن چند نکته رعایتش ضروری ست: - خیلی ساده و معمولی بیان کنیم مثل این توضیح: اکنون که شما قصدتان برای ازدواج با من جدی شده لازم می بینم همه آنچه که شما حق تان هست بدانید را، اگر چه مسئله مهمی نباشد توضیح بدهم و آن این است که (و آنگاه توضیح میدهید) - مشخص کنید چرا این مطلب را اول نگفتید. با این بیان: ممکن است برایتان سئوال شود که چرا قبلا و در جلسه اول به این موضوع اشاره نکردم؟ چون هنوز معلوم نبود قصد شما نسبت به ازدواج با من جدی ست یا نه بیان هرچیزی لازم نبود - در هنگام توضیح مسئله یک توضیح کلی بدهم: در چند وقت پیش بطور اتفاقی و به مقدار تماس تلفنی (یا هر شکل دیگری که بوده است) باپسری ارتباط داشته ام که میزان ارتباط با وی از نظر سطح و مقدارش فلان مقدار بوده است (و صادقانه به میزان ارتباط اشاره کنید ) - اگر مدرکی در دستش دارید به آن اشاره کنید: در مدت ارتباط با اصرار او من نوشته ای، عکسی (یا هرمدرک دیگر) به او داده ام که مطمئن هستم کارم غلط بوده است - نشان بدهید برای هر اطلاعات دیگری که خواستگار بخواهد آماده اید که توضیح دهید: در ارتباط با این مسئله هرسئوال شبهه ای دارید من در خدمتتان هستم که صادقانه عرض کنم - توضیح بدهید که این مسئله که ممکن است دیگران براحتی پنهان کنند من برایتان توضیح دادم چون اولا حقتان می دانم و ثانیا نمی خواهم شما با شبهه و اما و اگر با من ازدواج کنید. گفتم تا در آینده شما ذهن و روحتان نسبت به من شفاف و پاک باشد - موضعتان را نسبت به آن ارتباط بیان کنید: من مطمئن هستم کارم به همین میزان ارتباط هم غلط و گناه بوده است و در پیش خداوند توبه کار و در پیش روح خودم نادم و پشیمان هستم و اینها را مربوط به ضعف های دوران نوجوانی میدانم اما در وضعیت 2، وقتی خواستگار را بپذیرم که ارتباط و احساس عاطفی از پسر مطلقا قطع شده باشد

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

من به دخترم که تازه عقد کردم و یکی از خانومای فامیلمون که بعد از خانواده خودم فامیل درجه 1 من محسوب میشه کار خیلی بد انجام داده که باعث آبروریزی شده بوده و الانم توی زندانه. حالا الان خانواده نامردم و خودش فهمیدن فامیل ماس خیلی بد باهام برخورد کردن نامزدم خیلی بد دل بازی در اورد بهم گفت دروغ گو بهت اعتماد ندارم

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

شناسایی دادن از خانواده درجه اول 1

علاوه بر ویژگی های فرد باید نسبت به خانواده هم شناخت پیدا کرد تا فرد بعد از ازدواج پشیمان نشود. لازمه که دختر و پسر درباره خلقیات رفتاری خواهر و برادر و والدینشون توضیح روشنی بدن. ازدواج های زیادی هست که زوجین به هم دیگه علاقه داشتن و از هم دیگه راضی بودن ولی به خاطر رفتارها و برخوردها ی والدین یا انتظارتشون از هم دیگر جدا شده اند. همچنین خانواده بر روی فرزندشون با حرف هایشون تاثیرات زیادی میگذارند. متاسفانه دیده شده که دختر و پسر میگن که من میخوام با خودش ازدواج کنم نه خانواده‌اش. دختر و پسر اینگونه خودشون رو توجیه میکنن ولی پس از ازدواج همونها میگن که توی ازدواجم عجله کردم و...

  • مادرشوهرم با لحن دستوری میگه بیا پیازها رو خرد کن. ناهار که میخوریم ظرفا رو میشورم. گاهی وقتا به دلایلی موندنم تا شب طول میکشه. فرضا همسرم بیرون کار داره و دیر برمیگرده. من پنج دقیقه که رو مبل میشینم و منتظر همسرم میمونم پدرشوهرم بهم میگه یه گوشه نشین و اینور و اونور رو نگاه نکن! شام بپز
  • مادر شوهرم زبان بسیار تند و رکی داره، یه حرفی رو یه مدلی میگه ک انگار عقل کل هست و هیچکس چیزی رو نمیدونه برا همین وقتی رو حرفش خودش پافشاری می‌کنه من دیگه ادامه نمیدم تا اعصاب خودم خورد نشه؛ مثلا میخواد بگه فلان ویتامین خوبه. بگی نه اونطور نیس به حالت مسخره آمیزی نگات می‌کنه و با لحن تلخی میگه اونطوری نیست
  • مادرشوهرم از هر حرفی بدترین منظور رو برداشت میکنه. بارها حتی سر این موضوع با دختر خودش و نوه هاشم به مشکل خورده.
  • پدر شوهرم آدم خیلی جدی و خشکیه. به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه در مورد مسایل خیلی جدی صحبت میکنه، توی مهمونی های خانواده شوهرم تعداد زیادی آدم هست ولی کسی زیاد حرف نمیزنه. اگه هم حرف بزنن دو نفر نشستن کنار هم آروم حرف میزنن با هم. شوهرم و خواهر شوهرم هم آدمای کم حرفی هستن. از بینشون فقط مادر شوهرم اهل حرف زدنه که اونم نود درصد حرف هاش تعریف کردن از خودش و خواهر شوهرم هست. کلا مهمونی هاشون و خونه مادر شوهرم خیلی برای من کسل کننده هست و اصلا دوست ندارم برم. شوهرم خیلی دوست داره که من خونه مامانش اینا را خیلی دوست داشته باشم و راغب باشم که بریم ولی حقیقت اینه که اصلا دلم نمیخواد برم و فقط از سر وظیفه چند وقت یکبار میرم. یکم برام نگران کننده هست که چطور سی چهل سال قراره با خانواده ای که دوست ندارم باهاشون وقت بگذرونم، در ارتباط تنگاتنگ باشم.
  • مادرشوهرم منتظر میشینه ببینه کی من میرم دستشویی یا میرم سراغ آشپزی و ظرف شستن و... تا بره خوراکی های خوشمزه اش رو مثل پشمک، شکلات، این جور چیزا رو ببره برای شوهرم بخوره. به منم نده.
  • چون سگ توی خونه داریم، مادرشوهرم خونه مون نمیاد.
  • چند سال پیش مادرم به مکه رفتند و در اونجا قسم خوردند که دیگه در مکان هایی که آهنگ غیر مجاز مثل مجالس عروسی پخش میشه، حضور نداشته باشه و نهایتا آخر مجلس حضور پیدا کنه
  • مادر من کلا تنبله. پای همه ی فامیلا رو بریده که نیان. حتی برای خودمونم زورش میاد غذا درست کنه. نامزدم اومد خونمون مادرم جلوش عدس پلو با کوکو سبزی گذاشت. البته شام دعوت نکرده بودیم ولی با اصرار بابام موند. یک هفته بعد که بحثمون شده بود بین حرفاش گفت به دوستام نگفتم مادرت چی شام داد چون یه حرفی میزدن دلم چرکین میشد.
  • مادرشوهرم همیشه سر سفره اول برای بچه های خودش غذا رو میکشه پررررر و فراووووون بشقابا پرررر اخر کار برا من و کم وقتی سیر نمیشم دیگه روم نمیشه بگم بکشن. البته من غذا خور و شکمو هم نیستما و اصلا هم غذا برام مهم نیست. هیچوقت به روی خودم نیاوردم اما تو ذهنم بی محلی برام تلقی میشه.  وقتی هم مهمون خونه منه هیچوقت تشکر نمیکنه ازم فقط اسم شوهرم رو میگه بعد میگه دستتون درد نکنه
  • مادر من انتقاد زیاد میکنه و حتی علاقه ی خودش رو با زبان انتقادی مطرح میکنه.
  • خواهرشوهرم وقتی میاد خونه ی ما میوه نمیخوره به جاش یک کیلو میوه میبره. انقدر توی ظرفش غذا میریزه و نمیخوره و با خودش میبره
  • وسایل خونم رو عوض کردم خیلی هم خوشگلن. مادرشوهرم اومده خونمون همش ایراد میگیره. یه بار نشده من یه چیز بخرم و بگه مبارکه. همیشه ایراد میگیره.
  • پدرشوهرم اعتقاد داره، سه شنبه نحسه. نمیذاره که جایی بریم. دکتر بریم. خرید بریم. حتی اجازه نمیده که خواستگار اون روز برای دخترش بیاد
  • مادرشوهرم اگر یه تیکه از نون جدا شده باشه، نون رو نمیخوره.
  • من از بی پولیمون خجالت میکشم و اعتماد به نفسم رو گرفته. مادر شوهرم هرجا میره از بی پولیمون میگه. بهش میگم چرا میگی میگه بهتر چشممون نمیزنن. آنقدری بی اعتماد به نفس شدم که هر راهی که میرم، میگم نکنه فامیل بگه حالا خوبه پولدار نیستن یا...
  •  مادرشوهرم خانومه خوبی هست ولی خیلی زیاد از چشم زخم میترسه؛ مثلا کسی بگه عروست شاغله. میگه این خیلی بیچارست هرروز سردرد داره از سر کار که میاد هرروز صداش گرفته یا میگه پول ندارن، عروسی بگیرن (پول داشتیم خودمون نخواستیم بگیریم) یا دخترش آرایشگره، از صبح تا شب تو آرایشگاه هست ولی میگه کو مشتری. امسال که مشتری نیست. یا الگنو میندازه و میگه اینها بدل هستن. با اینکه نوه ش خیلی باهوشه ولی جلوی بقیه میگه که خیلی خنگه و بلد نیست. خواهر شوهرمم همینه. خدا نکنه یکی ازش تعریف کنه و مثلا بگه چه لباس خوشکلی خریدی یا چه خوشکل شدی. دیگه هر اتفاقی براش بیفته میگه من رو چشم زد.


در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

شناسایی دادن از خانواده درجه اول 2

  • مادرشوهرتون میاد خونتون فضولی میکنه؟ مادرشوهر سر فرصت کابینت و یخچال رو باز میکنه. اتاقارو به بهانه ی مختلف نگاه میکنه. متنفرم از کارش. بدون اجازه به همه چی دست میزنه. مثلا بدون اجازه کمد رو باز میکنه بعد میپرسم دنبالچی هستی، میگه یه حوله بده میخوام برم حموم. من تو خونشون کمک میکنم ولی به اتاق و یخچال کاری ندارم خودشم خوشش نمیاد کسی نگاه کنه چون خوردنی اینارو قایم میکنه. شوهرم میگه در اتاقو قفل کن ولی تا ببینه قفل نیست میره باز میکنه نگاه کنه. یبار به بهونه نگاه کردن از پنجره ی اتاق. یبار به بهونه نماز. یبار به بهونه اینکه ببینه اتاق جای خالی برای پادری داره که اونجا بندازم. با مادر شوهرم رفته بودیم خونه مامانم برای عیادت آبجیم چون عمل کرده. بعد مهمون دیگه هم اومد رفتم واسشون میوه بیارم مادرشوهرمم اومده بود دستش رو بشوره گفت واسه مهمونا میوه میاری؟ بذار ببینم میوه شسته هست تو یخچال حتی کشو رو هم باز کرد گفت ازاین سیب ها هم بشور بذار.
  • یکی از عموهام وقتی بغل میکنه، آدم رو میچلونه. محکم ماچ میکنه. همسرم میگه هر موقع عموت بغلمون میکنه، تا شب استخون هام درد میکنه.
  • با پدرشوهرم رفتیم خرید، میگه چرا مغازه اولی نمیخرین. شما میخواهید که من بمیرم.
  • مادرم یه قضیه رو یه بار تعریف میکنه و ممکنه دوباره تعریف کنه.
  • شوهرم ماشین خریده بود. مادرشوهرم کلی چشم نظر چوب و پارچه سبز و این چیزا به اینه اش وصل کرده بود؛ یعنی اونقدر زیاد بود، آدم خجالت می‌کشید آخه یه ماشین درپیت کی چشمش میزنه. هر چی به شوهرم میگفتم بردارشون می‌گفت مادرم گناه داره.
  • پدرشوهرم مدام در حال تذکر دادنه. زیر پای بچه ت وقتی میخواد غذا بخوره سفره جداگانه بنداز که خرابکاری نکنه. دستمال کاغذی‌ها رو الکی نکشه. عین بابا برقی میمونه همیشه در حال خاموش کردنه چراغ هاست.
  • تا حالا شده مادرشوهرتون جلو روی شما به بچه‌تون فحش مادر بده و بعدم تو روتون بخنده؟؟
  • مادرشوهرم وسواس داره، اگه ظرف بشورم. خودش دوباره میشوره
  • مادر شوهرم غذاهای خاصی میخوره. استکان چاییش حتما باید کوچیک باشه وگرنه قهر میکنه
  • خواهرشوهرم دوست نداره که عکس بچه هاش رو استوری کنم و هر موقع که ازشون عکس پست کردم، بهم گفته که پاک کنم.
  • مادرشوهرم دیوونه دیوونه از دهنش نمیوفته.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

محیط و فضای خانوادگی و منش و روش زندگی 1

هر خونه ای آداب  و ویژگی های خاص خودش رو داره. زوجین باید توضیح مفصلی بدهند چون عدم آگاهی از آنها بر روی حس رضایت و آرامش فرد تاثیر زیادی میذارن. یکی از دلایل اختلاف بین افراد، تفاوت منش هایی هست که انتخاب کردن و بر روی انجام یا عدم انجامش پا فشاری میکنن. مثلا کسی که در منش خانوادگی آنها رعایت حریم های محرم و نامحرم جایگاهی نداره و انتظار دارن که عروس در مراسم ازدواج و رفت و آمد های فامیلی دست داده و روبوسی کنه و اگه نکنه مخالف شان خانوادگی بدونه.

  • خواهر شوهرم ساعت 12 ظهر سرزده میاد خونه مون بارها شده که مهمون داشتیم و غذا کم اومده
  • توی خونه شون اهنگ پخش نمیشه و حرام میدونن.
  • تو خونواده ی ما از اینکه کسی بهشون کمک کنه خوشحال میشن ولی تشکر نمیکنن مثلا اگه سوغاتی ببرین خوشحال میشه اما ممکنه تشکر نکنن
  • ما توی جمع به زبون محلی حرف میزنیم و پدر و مادرم سختشون هست که با زبون فارسی صحبت کنند و قصدشون بی حرمتی کردن نیست. حالا شوهرم بهش برخورده که چرا وقتی من اونجام به زبون محلی صحبت میکنن
  • شوهرم میگه بابات باید سر حرف رو باز کنه یا مثلا چرا وقتی سفره پهن میشه به من تعارف نمیکنن بیا سر سفره. منم هرچی توضیح میدم شما داماد اون خونه ای غریبه نیستی که این طوری انتظار داری ولی راضی نمیشه و هر دفعه که مهمون باشین من همش استرس دارم کسی کاری نکنه به آقا بر بخوره.
  • به همسرم میگم پاشو بیا بریم خونتون. به مادرش که زنگ میزنه مامانش میگه نه نیاین بعد میگه یه روز دیگه که دامادم هست بیاین. چرا من باید همیشه موقعی بیام اونجا که بقیه اعضای خانواده باشن؟
  • از دوتا شهر مختلف هستیم. مردهاشون دیکتاتورن و زن هاشون قبول دارن که باید زیر دست مردها باشن. امشب توی عید دیدنی میگفتن یه نفر دخترش رو شوهر داده مهریه ی دخترش یه خونه هست. بعد این مردها شروع کردن به گفتن اینکه اشتباهه خونه و ماشین به اسم زن کنی. فردا طلاق میگیره میره تو میمونی و لباس های تنت. منم گفتم پس وفاداری چی میشه؟ توی فامیل های ما همه دوسه تا خونه دارن و یه خونه و ماشین به اسم زنشون زدن. شوهر منم رفت تو فکر. آخه سه دونگ خونه به اسم منه ولی خانوادش نمیدونن. بعد اینا به شدت پسر دوستن. به عروس ها میگن ایشالا پسر بیاری و اگه کسی فقط دختر داشته باشه انگار اجاقش کوره و اذیتش میکنن یا اگه یه مردی یه اشتباهی بکنه میگن تقصیر زنشه مثلا میگن فلانی خوابیده خونه معتاده بخاطر اینه که زنش خوب نیست یا میگن فلانی کاسبه مغازه داره از صبح تا شب میره سرکار، از دست زنش میره از بس زنش بده.!!!!! اینا زن هاشون بعد از سی سال زندگی مشترک حق ندارن بدون اجازه ی شوهر جایی برن. بعد جالبه وقتی مردها راجع به این مردسالاری ها حرف میزنن، زن هاشون مثل این خاک بر سرها به شدت تأکید میکنن و میگن آره درسته.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792