2777
2789
عنوان

در جلسه‌ی خواستگاری چی بگیم (آموزش)

| مشاهده متن کامل بحث + 9748 بازدید | 357 پست

تهیه امکانات 3

  • عادتشه قبل اینکه بریم جایی، میگه نمی برمت. منم میگم باشه نبر! اصن اصرار نمیکنم که لج کنه ولی انقد حالم بد میشه، میرم اتاق گریه میکنم. بعد چند ساعت میگه بریم یا اصن نمیره
  • خیلی خودخواهه اصلا کاری رو برای خواست من انجام نمیده. یه کاری ازش خواستم، الکی گفت نمیتونم و پول ندارم ولی متوجه شدم الکی میگفت. وقتیم فهمید اون قضیه کنسل شده توی چشمام نگاه کرد و گفت خداروشکر دیگه گیر نمیدی و راحت شدم. متوجه شدم دروغم زیاد میگه متنفرم ازش
  • من شاغلم و مخارج شخصیم با خودمه ولی هروقت میریم بیرون و با کارت شوهرم واسه آشپزخونه یه چیزای ضروری میگیرم، آخرش کوفتم میکنه. همش غر غر میکنه. پولم داشته باشه میگه ندارم. همیشه توی بیرون رفتن ها نگرانم که باز رفتارم رو داره چطور قضاوت میکنه
  • خسیسه بهش میگم چیزی میخوام تا برام بخر اشکم رو درمیاره. وقتی میبینه دارم گریه میکنم اونموقع برام میخره!! دقیقا عین یه بچه باید گریه کنم یا حساااابی التماسش کنم و بگم و بگم و بگم تا بخره
  • میگم آب انار بخر هوس کردم، میگه نه پول ندارم خودت بخر! بعد به پنج دقیقه اولین آبمیوه فروشی می‌رسیم میخره یا هرچی اولش میگم، میگه نه نمیخرم ولی بعدش میخره. ناراحتم چون این کارش باعث میشه از اون تامین خوشحال نباشم
  • چند وقتیه گوشی میخوام و پولشم بود. شوهرم زخم زبون میزد که پولشم دارم ولی نمیخرم تا بسوزی و دست این اون گوشی مدل بالا ببینی، حسرتشون بخوری. حالا نمیدونم از صبح چی شده همش میگه بیا بریم برات گوشی بخرم. دیگه دلم نمیخواد بخره. یاد حرفاش و تحقیرهاش میفتم دلم میشکنه. خلاصه نرفتم بخرم. حالا شوهرم میگه عین خر بلدی فقط جفتک بندازی
  • اگه چیزی بخوام بخرم، زود قبول نمیکنه. باید قانعش کنم. اصلا امکان نداره اولش مخالفت و مقاومت نکنه. همیشه می گوید چرا؟ برای چه؟ چه خبره؟ باید زیاد اصرار کنم. اگه خودش چیزی رو تایید کنه، میخره. یه چیزایی از نظر من واجبه ولی شوهرم میگه میخواهی چکار.
  • وقتی ازش میخوام چیزی برام بخره، اینقدر خودش رو بهم میکشه و اخم و اوقات تلخی میکنه. به نظرش زن چیزی نیاز نداره.
  • پول داره ولی جونش درمیاد خرج کنه هر چی رو چندین بار باید بهش بگی بخره مثل بقیه مردا نیست با دست پر بیاد خونه من همش باید بگم برای هر چیزی دیگه خسته شدم بریدم نمیتونم ادامه بدم

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

مسئولیت پذیری نسبت به خرید

  • نسبت به انجام وظایفش، میگه من حال ندارم. بهش میگم سیب زمینی نیست غذا درست کنیم، میگه من حال ندارم برم بخرم. بچه توی تب داره میسوزه استامینیفون میخواد از داروخونه میگه من حال ندارم برم بخرم.
  • لامپ دستشویی خراب شده، بعد از سه روز خریده. شبها بچه ها رو به بدبختی میبردم دستشویی، بهش میگم برو لامپ بخر میگه مگه من نوکرتونم. یه ساله دارم به شوهرم میگم کاور مبل بخر، نمیخره به حرفام گوش نمیده و میگه پول ندارم. درحالیکه پول داشت و رفت ماشین مدل بالاتر خرید و زد به اسم باباش. هیچ وقتم خونه نیس همش سرکاره پول درمیاره میزنه به اسم خونوادش.
  • شوهرم کارهاش رو میندازه گردن بقیه؛ مثلا میگم فلان چیز تموم شده میگه این رو بابات بره بگیره. نامه بیمارستانم رو میگه وقت نمیکنم داییت بره بگیره. یا گوشتمون تموم شده بود، گفت به داداشم میگم بگیره حالا بعدچند شب داداشش امشب یخورده استخون خریده اورده. منم باهاش دعوا کردم میگه خب من چیکارکنم که اینجوری گرفته ولی من ازین ناراحت بودم که وقتی قراره پولش رو خودت بدی این چیه خریدی چرا کارا رو خودت انجام نمیدی که همش منت بقیه سرمون باشه
  • سه روزه خونه هیچی نیست بهش میگم بخر نمیخره. الان هیچی نیس بذارم برای ناهار فرداش ببره سرکار چیکار کنم
  • خیلی بی فکره. میخواییم غذا درست کنیم، بهش گفتم چند تا قلم وسیله بگیره و بیاره. زنگ زدم بهش میگه نیم ساعت دیگه میام. ساعت ۹ شده و بچه ها گرسنه ان و چیزی توی خونه نیست. چقد یه آدم میتونه بی مسئولیت باشه. بچم تب کرده، میگم قطره استامینوفن از داروخانه بگیر. بعد از سه ساعت پیداش شده. تا بره دنبال ماما، بچه گفته بابا. خب مرد حسابی تو که میخوای بری دنبال ددردودور اول مایحتاج خونه رو بخر بعد برو
  • وقتی چیزی لازمه باید به زور بفرستمش تا بره بخره.
  • رفتیم خونه مادرشوهرم. شوهرمم با اینکه تازه از راه رسیده بودیم پاشد رفت واسه مادرش از بیرون غذا گرفت. حدود نیم ساعت بعدش چنان دندون درد ناجوری گرفتم که داشتم میمردم.گوش و زبونمم درد میکرد حتی نخ دندون و مسکنم نداشتم. به شوهرم گفتم برو واسم نخ دندون بگیر غذا تو شکستگی دندونم گیر کرده، دارم میمیرم گفت نمیتونم، خسته ام و پام درد میکنه. با درد وحشتناک دندونم لباس پوشیدم رفتم سر کوچه و از داروخونه مسکن و نخ دندون خریدم ولی شوهرم به خاطر من نرفت.
  • دیروز قرار بود بره نون بگیره. من باردارم حالم خوب نبود برم خودش رفته بود تا سرکوچه گفته بود نون نمیرسه، برگشته بود خونه نکرده بود چند تا نونوایی دیگه بره
  • یا خرید نمیکنه یا بخواد بکنه نصف بیشتر لیست رو نمیخره، با همدیگه هم بریم خرید میگه من نمیام داخل مغازه، بیرون میمونم خودت برو بگیر
  • دوبار توی یک روز جرات ندارم بفرستمش خرید، اگه بره بیرون و وقتی اومد خونه متوجه بشم که روغن نیست و بهش بگم برو روغن بخر محاله بره تازه بهم فحش میده و داد میزنه چرا همون دفعه اول نگفتی. متنفرم از اخلاقش. تا مغازه با ماشین دو دقیقه راهست.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خرید وسایل خونه                                

  • موکت اشپزخونمون داغونه، پر از لکه ولی میگه نمیخواد عوضش کنی
  • اگر بهش بگم وسایل زینتی واسه خونه بگیریم، انگار میخواد جونش رو بده، میگه نه گناه داره. اصلا وسایل زینتی و لوکس نداریم. میگه چیزی که استفاده‌ نمیشه چرا بخریم؟
  • شوهرم مایع دستشویی نمیخره و میگه با ریکا دستات رو بشور
  • بهش میگم فلان چیزو بگیریم، میگه نه مردم ندارن. ممکنه یکی بیاد خونمون حسرت بخوره. بذار ساده زندگی کنیم.
  • نور سفید خیلی چشمام رو اذیت میکنه. شوهرم همه لامپ های خونه رو سفید خریده، هرچی بهش میگم که حداقل چند تاش رو با لامپ زرد عوض کن. قبول نمیکنه
  • تمام خانه ام شده گل و درخت. احساس خفگی میکنم.
  • من چرخ خیاطی ندارم و توی جهازم نداشتم. به شوهرم میگم برام بخر. میگه میخواستی روی جهیزیه ات باشه. هیچ چیز وسیله‌ای از وقتی ازدواج کردم به زندگیم اضافه نشده هرچی کم شده و گم شده.
  • الان دو هفته ست جارو برقی سوخته. دو هفته ست خونه پر از اشغال ریز. هی امروز فردا می کنه. پولش رو هم داره
  • تا چیزی میخوام، بهم میگه تو پرتوقعی. یه اینترنت پول نمیده بخرم.
  • رفته بودیم خرید، یه جا کلیدی برداشته بودم. موقع تسویه حساب شوهرم جاکلیدی رو برداشت با صدا و لحن بد گفتش این چیه برداشتی آشغاله. من این رو نمیذارم خونم. رفت گذاشت جاش.
  • شوهرم اصلا وسایل منزل نمیخره با اینکه درامد بالایی داریم ولی وسایل منزلمون یا قدیمی هستن یا خرابن. وقتی هم که من میگم فقط داد میزنه و فحش میده
  • یه پولی برای کادوی عروسیمون اوردن ما هم جلو مبلی نداریم با مادر شوهرم رفتیم امروز خریدم یه تومن کم داشت زنگ زدیم به شوهرم برامون بفرسته چشمتون روز بد نبینه هرچی از دهنش دراومد به من و مادر شوهرم گفت که چرا نمیفهمین پول ندارم دروغم میگه تازه ماشینش رو فروخته هرچی نداشته باشه ۱تومنو که داره دیگه هیچی نگفتیم تا اومدیم خونه بش گفتم اخه هزار تومن پول دادی ک اینجوری دعوا میکنی و داد میزنی بازم دیوونه شد رفت بالا خونه مادرشوهرم هرچی خواست ب اونم گفت ک بتوچه ما میز جلو مبلی نداریم زنمو بلند میکنی میبری انقد داد زد و وسیله شکست و حرف مفت زد تا الان گریه م بند نیومده.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

استفاده امکانات

  • شوهرم همیشه سر چیزای بی اهمیت بحث میکنه. اینکه چرا از اتاق میایی بیرون چراغ رو خاموش نمیکنی. صبح پاشده میگه دیشب تلویزیون روشن و خوابیدی. چرا تو توالت شامپو بدن و ژیلت هست. میگم کار داشتم. میگه اهان پس کار داشتی و من ب عنوان شوهرت نباید بدونم چیکار داشتی. اخه بگم رفتم موهای زیر بغلم رو ک نوک زده بود میخاستم تاپ بپوشم رو زدم؟
  • نمیذاره رو مبل بشینم میگه خراب میشن. روی فرش اصرار داره که رو فرشی بندازم
  • یه مایع ظرفشویی و مایع دستشویی کوچیک ۱۵روز پیش گرفته، الان تموم شده. بهش گفتم بگیره. سر من غر میزنه تو ریخت و پاش میکنی. وسایلا رو بد مصرف میکنی. اینا رو باید یک ماه مصرف میکردی. روغن مایع های کوچیک یه هفته میشه خریده. امروز گفتم تموم شده. داد و هوار راه انداخت سرمن که میرم بیرون مثل سگ کار میکنم بعد تو وسایلا رو میریزی تو آشغالی
  • کولر رو نمیتونم روشن کنم، میگه پول برق رو مگه تو میدی؟ همش میگه از ساعت چند روشن کردی، روشن نکن
  • داشتم گردوها را از پوست در میاوردم، تعداد چراغ روشن اشپزخونه را کم کرد.گفتم روشن کن دو ‌دقیقه من اینار را از پوست جدا کنم. گوش نداد. گفتم اخه چرا اینجوری میکنی. هر چی امکانات هست باید برای بقیه باشه. خوب تا کی باید هی سختی بکشیم. دو‌ دقیقه صبر کن من اینا را پاک کنم توش پوست نباشه، بعد نورش را کم کن. رفته تو دستشویی میگه زر نزن
  • از اول تابستون میشه ما سر اسپیلت روشن کردن داستان داریم. همش گیر میده کمتر روشن کنید. پول برق زیاد بیاد من پولشر و نمیدم. من خودم کارمندم گفتم باشه اگه زیاد اومد تو پول نده! قبض برق برای اون میاد. هفته قبل به من گفت که پول برق اومده شده 700. اینم بگم همش میگفت 1 یا1.5 تومن پول برق میاد. آخه ما دوتا اسپیلت روشن میکنیم. دیروز اومد خونه گیر داد که هوا بارونیه چرا اسپیلت روشن کردی بعد گفت دوستای من همه پول برقشون اومده دویست سیصد و .... منم باهاش بگو مگو کردم. بعد گفتم الکی میگی جلوی من زنگ زد به دو نفرشون و پرسید پول برقتون چقدر اومده. خلاصه یکیش گفت 100 و اون یکی 200 حالا اصل داستان اینجاست که وقتی داشت با اونا حرف میزد برگشت گفت پول برق ما 900 اومده. من گفتم عه مگه تو نگفتی 700 نه همون 900 من شک کردم شبش که خوابید، یادم اومد شماره شناسه قبض رو دارم. رفتم تو سایت و دیدم بعلله پول برق ما 200 اومده. حالا سر اون بحث ها من حرصم گرفت 1 تومن براش واریز کرده بودم. ساعت دو شب از خواب بیدارش کردم گفتم چرا دروغ میگی ما مگه مسخره توایم زنگ زدی به این و اون. بعد پول ما از همشون کمتر اومده اصلا هم پشیمون نبود میگفت حق داشتم دروغ گفتم تا شما صرفه جویی کنید
  • دید صدای لباسشویی میاد. گفت مگه بهت نگفتم اوج مصرف لباسشویی روشن نکن اه، منم بهش گفتم یه ساعت قبل زده بودم دیدم لباسا پر از کفه مجبور شدم دوباره بزنم اخه لباسای بچه بود و ممکنه لازم بشه. برگشت گف واسه من مرثیه نگو که بگو ببخشید، منم گفتم مجبور بودم و اینا عمرا بهت ببخشید بگم تو بد رفتاری کردی نه من. بعدشم شوهرم لباساش رو پوشید رفت. والا هر چند مدت یبار به یه چی گیر میده. یبار گیر میداد که اطراف سینک طرفشویی رو خشک نمیکنی تختش باد میکنه. هیچیشم نیستا کاملا سالمه تااالان چون من خشک میکنم. وامیستاد بالا سرم میگف واااای یه قطره اب افتاد اطراف سینک. الانم مرضش افتاده رو لباسشویی

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

منت

  • خرج نمیکنه اگرم بخواد بکنه هی به رو میاره
  • شوهرم وقتی بهم پول میده، میشینه حساب میکنه که چقدر بهم داده یا چی برام خریده. اینقد بدم میاد یعنی چی اخه تا میگم پول بده، میگه اینقد بهت دادم، چیکارشون کردی یا تو این ماه اینقد خرجت کردم
  • همسرم زیاد منت میذاره. به اسم این که بعضی وقتا باید بهت بگم که یادت باشه برات چیکارا کردم که قدر بدونی. هرچی میشه سریع میگه فلان چیز و خریدم. گوشی خریدم. لباس خریدم. خوراکی خریدم. منت میذاره خونه بابات کی بابات برات از این کارا کرده.


در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

دونگی

  • من میخواستم گز بگیرم، کارت موجودی زیاد نداشت نصفش رو خودم حساب کردم نصفش رو اون. البته من بعد بقیه ش رو براش واریز کردم اونم زیاد اصراری نکرد که نه باشه و از این حرفا.
  • یه خرج برام میکنه، میگه نصف پولش رو بده
  • چند باری که میریم بیرون و کافه میریم. شوهرم انتظار داره که یک بار هم من حساب کنم. از این وضعیت بدم میاد. دلم نمیخواد وقتی شوهرم هست، دست توی جیبم کنم.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

شهریه

  • شهریه ی باشگاهم رو نمیده. شهریه ی کلاس والیبال بچه رو نمیده. پول نمیده بچه م یه کلاس ثبت نام کنم.
  • شوهرم گفت میشه به بابات بگی شهریه ارشدت رو خودش بده؟ چون منو تو با حقوق کارمندی زندگیمون نمیچرخه.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

بیمه

  • شوهرم 40 سالشه اما هنوز ما رو بیمه نکرده. میگه من توی جوونی کار کنم، بعد از مردنم لذتش رو ببری و شوهر کنی و حقوق بگیر هم باشی.
  • مادرشوهرم اومده به شوهرم گفته بیمه شما بهتره، ما رو بیمه تکمیلی کن. از حقوق شوهرم به ازای هر نفر ماهی 800 کم میشه اینجوری، یعنی یک و ششصد دو نفرشون و با توجه به شناختی که دارم قراری هم نیست که خودشون بپردازن، شوهرم باید بپردازه
  • میخوام پدر و مادرم رو بیارم تحت پوشش بیمه خودم. شوهرم نمیذاره

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

زمان و تعداد خرید

  • توی حاملگیم هر چی گفتم برام گوجه سبز بخر، فقط یکبار خرید
  • ظهر بهش گفتم یک شیشه پاکن بخر گفت پول ندارم نمیخرم. بخدا دروغ میگه داره نمیخره. خانوادم یک ساعت بیان خونم میگه میوه ها رو تموم کردن. آنقدر خسیسه که اگه امروز بچمون مریض بشه و با زور ببرش دکتر و ماه بعد دوباره مریض بشه یه دعوای بزرگ راه میندازه و نمیبرتش دکتر، صد ملیون تو حسابش خوابیده بچمون سه سالشه تو این سه سال اگر دوتا بلیز و شلوار و یک کاپشن خریده براش و دیگ هیچی چون سیسمونی داشت. وای الان واقعا همشون کهنه شدن و چند تا عروسی در پیش داریم. هربار میگم لباس ندارم بخر براش، باز دعوا راه میندازه که ندارم و تو میخوای قیافه بگیری و پز بدی. هرچی داره همون رو بپوش یه ماه قهر کرد. یه هزاری ته کیفم نیس. یخچالم مدام خالی خستم هرکس میاد خونه میوه نداریم. هیچ وسیله پذیرایی.
  • هر وقت وسیله ای میخوام هر چند کوچیک دعوا داریم تا بخره. مدرسه بچه‌ها پول بخواد، دعوا داریم. بخدا خسته شدم لعنت به مرد خسیس من هر چی میخوام باید قبلش اعصابم خرد بشه خسته شدم
  • حالا چن وقتيه ميگه چرا انقد نت ميخرى. فروشگاه ميريم ميگه بيسكوييت برای چی میخری دیگه. شكلات خرج الکیه
  • ازین همه بی پولی خسته شدم. از اینکه یه مانتو میخره تا دوسال میکوبه تو سرم. ازینکه یه عروسی میشه، پول آرایشگاه نمیده. ازاینکه بچم یه دست لباس درست درمون نداره. اجازه زیاد کردن بخاری رو هم ندارم تو این خونه سرد. فقط سالی دوبار گوشت و مرغ میخره. برنج و روغن ماهی یک بار میخره. یک کیلو میوه دو ماه یه بار میخره. پولاش رو پس انداز میکنه. تو بارداری دکمه شلوارم بسته نمیشد، یه لباس برام نخرید. روزای بعد زایمان مادرم اومد خونمون، بابام تنها تو خونه‌ش یه بار پدرم رو دعوت نکرد. دکتر گفت تا ده روز ابمیوه بخور یدونه ابمیوه برام نمیخرید، مادرم میگرفت برام. حالم ازش بهم میخوره به خاطر پول زایمان تا یکماه با من قهر بود ک زیاد شده. الان بچمون دوسالشه هروقت سرما میخوره که دکتر لازمه بچم رو نفرین میکنه، میگه بمیره راحت شم. همه جور بلایی سرم اورده، خانوادم اصلا نمیان اینجا چون روی باز نمیبنن از شوهرم دیگه.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

اختیار خرید توسط زن

  • یه جوراب از مترو خریدم غر زد و  بلند گفت هر چی که میبینی نباید بخوای. هفت ساعت بیرون مشغول خرید یچیزی بودیم گفتم یه خوراکی بخریم گشنم شده. میگه باید لقمه بیاری از این به بعد همرات. دو هفته پشت سر هم رفتیم سینما همون داخل سینما گفت حالا تو هر هفته میخوای بیای سینما؟ و شروع کرد به محاسبه با ماشین حساب که این ماه اینقدر خرج داریم. رفتیم خرید بیرون چون کارمون خیلیییی طول کشید، مجبور شدیم رستوران غذا بخوریم. گفت اگه زن هدفمندی بودی غذا درست میکردی که مجبور نشیم رستوران غذا بخوریم همش که نمیشه رستوران. میریم خرید همیشه چیزایی که باب میلمه رو نمیذاره بگیرم میگرده یه چیز اقتصادی باب میل خودش پیدا میکنه. دیروز میگفت روی مبل چایی نخور میریزه روش. تو جاده بودیم لنگ ظهر افتاب هم شدید. منم افتاب گیرو هی جابجا میکردم یبار میاوردم سمت شیشه بغل، یبارم جلو چون اذیتم میکرد. بعد کلی عصبی شد که افتاب گیر خراب میشه انقد جابجاش نکن. تو کل مسیر هی نگاهش متوجه جابجا کردن من بود و تذکر میداد
  • هر بار که برای تولد شوهرم چیزی میخرم، میزنه توی ذوقم. یبار خواستم سوپرایز کنم رفتم از سایتی با کلی تحقیق و بعد رفتم تنهایی از باربری آوردمش وقتی فهمید گفت کی بهت گفته یک میلیون و ۷۰۰دادی به این هرروز تا ازش استفاده میکرد، غر میزد چرا خریدی! من خیلی ناراحت شدم. گذشت و دیگه براش چیزی نخریدم. مدتیه هر روز میگفت دمپایی ندارم منم گفتم ته حسابم‌ یه پولی دارم، براش بخرم. وقتی آوردمش خونه، نگاهشون کرد گفت اینا چیه رفتی ۳۰۰ هزار دادی. هی با دست پرتشون میکرد.
  • يه مدل بادى ويكتوريا سكرت رو که دو سال میخواستمش رو چون تخفيف خورده، خریدم. شوهرم يجورى عصبانى شد که من ميرم سركار و چونه ميزنم با اين و اون. بعد تو ميرى پول بابت این چیزها میدی
  • برای شوهرم لبو اوردم تا لبو رو دید، گفت دیگه اخرین بارت باشه واسه خونه خرید میکنی، چیزی نبینم بخری، همه ی خریدا باید از فییلتر من رد بشه. اشغال خور، غلط میکنی خرید می کنی، جو گیر شدی، بعد میگه پولی که تو حسابته، بزن به کارتم و نمیخوام پول داشته باشی. حالم بهم خورد ازش.
  • رفتم سبزی، پنیر پیتزا، خمیر پیتزا، سس و یه عدد کالباس خریدم. شوهرم وقتی فهمید، گفت دیگه چیزی نخر! هر چی خواستی بگو خودم بخرم. پول مفت دستته، هی خرج میکنی.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

سایر هزینه ها 1

  • زنم از هرچیز دو تا دوتا میخواد. خیلی مسخره است؛ مثلا از یک مانتو دو رنگ میخره
  • دو شبه شارژ ندارم. تک میزنم بهش دوبار هم بهش گفتم شارژ بفرست ولی نمیفرسته. خیلی از شارژ زورش میگیره چون من خیییلی با تلفن صحبت میکنم.
  • دلم میخواد موهامو رنگ کنم ولی وقتی بهش گفتم ۳ ملیونه میگه نمیخواد بری. هر وقت برای لباس و آرایشگاه پول بخوام، میگه ندارم. میرم تو آرایشگاه مثل گداها بهش میگم ۱۰۰ تومن به کارتم بزن. از من یه گدا ساخته که هرروز دستم باید جلوش دراز باشه. علنا میگه برو سرکار حرفی از پول نزن. خستم کرده
  • تنها تفریح من تو زندگی خریده اینکه از انلاین شاپ خرید کنم یا برم پاساژ و مال خرید کنم شوهرم بسته های پستیم رو دید گفت چه خبره انقدر خرید میکنی هر روز پست باید یه سرم بزنه اینجا
  • دو روز پیش اسباب کشی کردم. مدتیه که کار نمیکنم. هیچ پولی هم ب عنوان پول توجیبی یا نفقه شوهرم بهم نمیده. سر اسباب کشی، شوهرم غر میزد میگفت من دیگه نمیتونم و دست تنها هستم. زنگ زدم دوتا کارگر اسباب کشی اومدن، وقتی کارشون تموم شد، شوهرم بهم گفت پول بزن به کارتشون. گفتم میدونی ک تو کارتم نیست. گفت پول نداشتی و کارگر گرفتی؟ از یکی قرض کن واریز کن براشون گفتم ندارم هرسال شاغل بودم خودم هزینه اسباب کشی رو میدادم امسال ندارم بعد واریز کرد براشون گفت باید بهم برگردونی این پول
  • شوهرم پول به کارگر نمیده. از نظرش باید همه ی کارها رو خودمون انجام بدیم. منم جونم در میاد آخه

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

سایر هزینه ها 2

  • شوهرم اصلا هیچ هزینه ای بابت رنگ و کارای دیگه برای موهام نمیده. بهش که میگم شوخی یا جدی میگه از خونه بابات بگیر
  • من کرم مرطوب کننده دست ساز دکتری میزنم سه تومنه بهش گفتم بریم داره تموم میشه برام بگیریم میگه ماهی ده تومن کرمته من همون مرطوب کننده میزنم لایه بردار ضعیف میزنم بالم لب کرم شب کرم روز و صابون همه اینا با هم میشه ۱۳تومن این میگه فقط این کرمه ده تومنه برو شرکتی بخر بزن بهش گفتم گدا من اینارو نزنم صورتم جوش بزنه تو میخوای جواب بدی بزور فرستادمش برام بگیره
  • من آخرین مدل گوشی رو میخواستم و به زور خریدم چون شوهرم میگفت گرونه و نخریم. الان یک هفته است توی روی من نگاه نمیکنه.
  • بچم بردم ارایشگاه زنانه موهاش کوتاه کردم. 150 تومن گرفت. پیام رفت رو گوشیش. شوهرم زنگ زد داد و بیداد که چرا ۱۵۰ تومن گرفته غلط کرده. بعد رفت شماره زنه از در ارایشگاه برداشت زنگ زد گفت من فردا شکایت میکنم من قبلش گفتم زنگ نزن زشته. اینقد به زنه چیزی گفت با شوهر زنه دعوا کرد. زنه بدبخت پول ریخت بحساب. گفتم آبروم بردی من چشم تو چشم میشم با این خانم. فحشم داد و زد تو سرم گفت آره مال مفت اینجوری کارت میکشی. یه بار دیگه رفتیم از لوازم تحریری وسیله خریدیم، گرون شد مجبورم کرد برم وسایل رو پس بدم و پولم رو بگیرم چون از نظرش گرون فروشی کرده بود. با اینکه چند سال گذشته، هر موقع یادم میاد دلم میخوا بمیرم
  • شوهرم میگه موهات رسیدگی نمیخوان. آرایشگاه نمیخواد بری خودت توی خونه یاد بگیر! خودت موهات رو رنگ کن! صورتت رو با صابون بشور! وسایل آرایشی نمیخواد بخری!

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

تهیه خوراک 1

  • شوهرم همش میگه مردم دارن سیب زمینی میخورن تو دنبال اواکادویی
  • همسرم میوه نمیخره اصلا! میگه خرج اضافیه! مگر سالی یکبار میوه های خراب و له شده در صورتی که ما بهترین میوه ها رو میخریم. وقتی میخواد میوه بخره از همه چیز فقط 2 تا میگیره. اعتقاد داره که هر روز نباید برنج خورد و یک روز در میان باید برنج توی خونه پخته بشه.
  • همیشه باید برای خرید میوه یاداوری کنم هیچ وقت نشده خودش بخره باید پیام بدم بابام اینشکلی نیست و هیچ وقت دست خالی نمیاد
  • همیشه به شوهرم گفتم که از بعضی چیزها چند تا بگیر بذار توی خونه، یعنی خریدهایی که میتونی ماهیانه انجام بدی رو انجام بده؛ مثلا چند تا رب بخر، چند تا روغن بخر، چند تا تاید و شامپو بخر که هم خودت راحت باشی هم من. گوش نمیده
  • روش نمیشه، از مغازه دو تا هویج بخره و همیشه از هر چیزی زیاد میخره. فریزر منم بزرگ نیست که بتونم فریز کنم و خیلی چیزها رو مجبور میشم، بریزم دور.
  • اگه بگم این چیز رو بخریم. گارد میگیره فقط میگه به بچه برس. خودمون هرچی شد، میخوریم. خسته شدم از دستش رو خورد و خوراک من حساس شده همه‌ش ضدحال میزنه. هروقت یکم زیاد خوردم قشنگ مشخصه بدش اومده
  •  هر سری غذا درست میکنم، شوهرم میگه تو خیلی پر مصرفی. در صورتی که من اصلا غذاهام روغن نداره. کم میزنم بازم میگه همونم نزن دیگه بدم میاد آشپزی کنم. خیلی تو همه چی سرک میکشه شام و نهارم باید اون بگه چی بذارم. چیزی هم نداریم بگم رنگ و وارنگ، معمولی

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

تهیه خوراک 2

  • لقمه های من رو میشماره. خونه مادرشوهرم بودم و براى شام سوپ پخته بود. من اصلا سير نشدم. از اونجا برگشتيم گفتم گشنمه میخوام تخم مرغ بپزم. میگه مگه الان شام نخوردی. باز گشنته؟ گفت تو چاقى، بخورى بدتر ميشى. نخور و حس عذاب وجدان بهم میداد. یا مثلا چرا انقد بادوم شکوندی گذاشتی تو کیفت؟؟
  • 9 ماه بارداری من گذشت، یکبار نشد به شوهرم بگم هوس فلان چیز رو کردم و برام بگیره. اول یا کم محلی میکنه یا جواب نمیده یا میگه نه. بعد از چند روز میگه بگیرم فلان چیز رو یا بعد از چند روز که خووب ادم دیگه ذوقش کور شده میره میگیرهسفر
  • شوهرم گوشت گرم نمیخره. همیشه برزیلی میخره
  • ضعف داشتم نزدیک ظهر بود بجای رستوران یا حداقل ساندویچ ساعت ۲ ظهر یدونه ویفر گرفت دوتایی بخوریم و اب هم از خونه اورده بود. پیرم کرده امشب بچم گفت پیتزا میخام یدونه گرفت برا منو بچه‌م خودش نخورد
  • وقتی لیست خرید میدم فقط اونایی که بنظرش واجب هست رو میخره. ده بار بگم پودر نسکافه یا شکلات و ... بخر وقتی میاد خونه، میگه یادم رفته. با اینکه پولداره ولی خیلی حسابگره و اصلا لارج نیست برعکس خونه پدرم که همیشه لارج بودیم. خرید نسکافه، کاپوچینو، پنیر پیتزا و اینا براش غیر ضروریه. به خاطر غرورم دیگه چیزی ازش نمیخام ولی خیلی عصبیم که خوراکم رو تعیین میکنه که چی بخورم چی نخورم. ازش بدم اومده
  • هیچ وقت من رو کافه یا رستوران نمیبره.
  • میریم بیرون تعارف نمیکنه که حساب کنه.

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

تهیه خوراک 3

  • سر یه بشقاب غذا منت میزاره، املت درست میکنم میگه یدونه تخم مرغ بشکن. برای بچه غذا جدا میزارم میگه اون چیش از من بهتره هرچی من خوردم اونم بخوره. ماشین و خونه‌ش رو زده به نام مادرش، گفتم بچه لباساش کهنه شده میگه پرتوقعی سالی یک دستم برامون لباس نمیخره، بچه رو دکتر نمیبره.
  • به شوهرم گفتم نیم کیلو شیرینی بخر! گفت تو خیلی خرج میکنی. نمیخرم.
  • هر وقت به شوهرم میگم گوشت یا مرغ تموم کردیم به یه بهونه ای هرجوری که شده ما رو میبره میذاره خونه مامانم و میگه دو سه روز همونجا بمونید.
  • میخواستم واسه فردا بچه ها خوراکی بخرم، خودمم دلم خوراکی میخواست. گفتم صدتومن بده. انگار داره صدقه سرش پول میده. پنجاه داد. منم گفتم نمی‌خوام.
  • دخترم گریه کرد. گفت ببرمون برامون یه ذرت بخر. با هزار غر زدن برد فقط برای دخترم گرفت و برای من نگرفت.
  • شوهرم از جایی گوشت خریده که کیلویی صد تومن ارزونتر داده. وقتی پختم اصلا مزه گوشت گوسفند نمیده. از جایی هم که خریده کلا بهداشت نمیاد نظارت کنه. اصلا نمیفهمم این گوشت چیه. حلاله حرومه. همیشه کارش همینه میگرده ارزونتر پیدا کنه، بعد معلوم نیست چیه
  • رفته بودم خونه مادرم کباب کوبیده سفارش داده بودم. شد ۷۵ تومن بی کیفیت بود خییلی. شوهرم اومد بهش گفتم اره امروز با دخترم کباب سفارش دادیم ولی خوب نبود اصلا. فکر میکردم الان میگه فدایه سرت اشکال نداره. جلو مادر و برادرم سرم داد زد که چرا به من نگفتی. چرا پول هدر دادی تو این گرونی. مادرم بیچاره ترسید گفت من نخوردم. خودشون خوردن بخدا. داداشمم مسخره گفت پاشید هم رو بزنید بخاطر دو تا سیخ کباب. منم دیگه هیچی نگفتم تا برسیم خونه واسم قیافه گرفته. حرف نمیزنه. الانم بدونه حرف خوابید. شوهرم توقع داره من میرم خونه مادرم صبح تا شب کلا خرج مخارجم دست مامانم باشه. مادرم مستاجره و پدرم فوت شده. اینکه نداره رو نمیفهمه

در یکی از تاپیک هام درباره اینکه در جلسه خواستگاری چی بگیم (برگرفته از سخنان دکتر حبشی) نوشتم. مطالب دکتر حبشی، بانوآرتمیس، دختر_گرانبها و roya_am را کتاب کردم. میتونین از تاپیک‌هایم به صورت رایگان دانلود کنید. برای زندگی مشترک، کتابی بهتر از کتاب زندگی دکتر حبشی نخوندم. برای هر زن و مردی واجب است این کتاب رو بخونه. این کتاب رو میتونین از سایت مجتمع فرهنگی شاهدان (سایت دکتر حبشی) تهیه کنید. 

2790
2778
2791
2779
2792