خیلی خیلی خوب درکتون میکنم
چون هم تجربه ایم یه تجربه تلخ و زهرآگین
دقیقا 111 روز قبل مامان من خوابید و بیدار نشد 😭 🖤
میدونم زور اجل ازش بیشتر شد چون مامانم بدون من آب نمیخورد همیشه دلتنگ من و پسرم بود
خدایاااااااا 😭😭😭😭😭😭
مامانم خوشبختی و شادی منو تو با خودش برد
اگه پسرم نبود خدا می دونه چه بلایی سر خودم میاوردم
یعنی اعصابم ضعیف شده نور چشام کم شده با اینکه آرام بخش میخورم ولی انگار نه انگار
انگار یه طفل رو از سینه مادر دور کرده باشی یعنی تو اون حالم
مامان من فرشته ای بود که غریب و آشنا مرد و زن پیر و جوان براش گریه کردن یعنی .... هیچی هیچی هیچی
انگار وجود ندارم انگار نیستم فقط بخاطر پسرم سر پام
همه چی بهم ریخت