خانمامن متاهلم یه بچه ی شش ساله هم دارم،یه کبابی سرکوچمون هس مامشتریشیم،اکثراخودم میرم خریدمیکنم،سری قبل که رفتم کباب بخرم آقاهه که حدودا میخوره چهل داشته باشه بهم گفت من خیلی ازت خوشم اومده همش دارم بهت فکرمیکنم شمارتوبهم بده،منم گفتم نه وسریع اومدم...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به شوهرت بگو حس می کنم مرده یکم هیزه بد نگاه به زن ها می کنه دوست ندارم برم ،مستقیم نگو شماره داده دعوا میشه و حتی قتل ناموسی ،کارت هم خودش نکشیده به شما چه 😅
به شوهرت بگو حس می کنم مرده یکم هیزه بد نگاه به زن ها می کنه دوست ندارم برم ،مستقیم نگو شماره داده ...
نگفتم به شوهرم چیزی،رفتم مغازش گفتم مثل اینکه اون شب حساب نکردین گفت نیتم چیز دیگه ای بود توروخدا شمارم بگیر فدات میشم وازاین حرفا،گفتم لطفاسریع حساب کنید من برم،گفت خیلی جدی هستی ترسیدم دیگه،حساب کردواومدم