2777
2789
عنوان

گره کور

| مشاهده متن کامل بحث + 298 بازدید | 36 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بخاطر اینکه انرژی منفی رو از بین میبره میگن تو خونه خیلی خوبهمحل کارت اگر اذیت نمیشی بذار

چه خوب

۱۴۰۴/۴/۴ ان شاءالله به حول و قوه الهی و نگاه ویژه ۱۴ معصوم و توسل ب ام البنین 

اسفند هم دود کنی خوبه ولی درکل هست روزهایی که همه داشتیم توش جون میدادیم از غصه یا گرفتاری ولی گذر ز ...

اخه واسه من خیلی ساله

دیگه اشک همه در اومده

۱۴۰۴/۴/۴ ان شاءالله به حول و قوه الهی و نگاه ویژه ۱۴ معصوم و توسل ب ام البنین 

بله بله

با کدومشون بد رفتاری میکنی؟

اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود

وای خدای من ینی ب خاطر اینه؟

شک نکن. تا میتونی محبت کن. تندی نکن. هر کاری که کردی باعث ناراحتی شده جبران کن بعد بهشون بگو برات دعا کنن اگه گره از کارت باز نشد بیا هرچی خواستی به من بگو

اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود

شک نکن. تا میتونی محبت کن. تندی نکن. هر کاری که کردی باعث ناراحتی شده جبران کن بعد بهشون بگو برات دع ...

خدای من

اونا ک شب روز منو دعا میکنن

ولی خوب حس میکنم اذیت می‌کنیم همو


۱۴۰۴/۴/۴ ان شاءالله به حول و قوه الهی و نگاه ویژه ۱۴ معصوم و توسل ب ام البنین 

خدای مناونا ک شب روز منو دعا میکننولی خوب حس میکنم اذیت می‌کنیم همو

بله معلومه که اونا دعا میکنن چون هیچ پدر و مادری راضی به گرفتاری فرزندش نیست.ولی خدا چی؟ همیشه نباید دنبال طلسم و جادو بود .گره کار شما تو خونه شماست عزیزم

اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز