اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
شک نکن. تا میتونی محبت کن. تندی نکن. هر کاری که کردی باعث ناراحتی شده جبران کن بعد بهشون بگو برات دعا کنن اگه گره از کارت باز نشد بیا هرچی خواستی به من بگو
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
بله معلومه که اونا دعا میکنن چون هیچ پدر و مادری راضی به گرفتاری فرزندش نیست.ولی خدا چی؟ همیشه نباید دنبال طلسم و جادو بود .گره کار شما تو خونه شماست عزیزم
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود