بحث سر دین و.. اینا بود بعد کلا تو این مورد من مخالف اونم و اونم مخالف من بعد یهو صداشو بالا برد و توضیح داد و.. نذاشت من حرف بزنم منم گفتم دهنتو ببند🥲دست خودم نبود یهو از دهنم در رفت
بعد برگشت گفت ی بار دیگ بگی میزنم ت دهنت منم گفتم(انگار میخواستم بهش بگم تو جرعت نداری*) ولی خب نزد
بعد وفتی رسیدیم خونه ی ما من میخواستم واسش توضیح بدم ک از دهنم اومد بیرون اون حرف اینا بعد در ماشین باز کرد گفت برو پایین شب بخیر😐 حالا من هم از این رفتارش هم ب خاطر اینکه گفت میزنم ت دهنت و صداشو واسم بالا برد خیلی ناراحت شدم