خواهر و دوست ازدواج میکنن دیگه اسمتم یادشون میره شوهر هم هر لحظه ممکنه بره بچه هاتم ولت میکنن میرن پدر مادرم همینطور همه رفتنین اما اگه با همسرت تفاهم داشته باشی ممکنه اون برات بمونه
من بچگیام اصلا کسی تحویلم نمیگرفت چون یه پدر معتاد لاشی داشتم
منم همین بودم عزیزم پدر مادرم رهام کردن زیر دست خانواده پدری شکنجه میشدم روحیمو نابود کردن از یه بچه شاد و شیطون شدم ی افسرده بی اعتمادبنفس،ولی الان که یه آدم بالغ شدم روی اخلاق و رفتارم خیلی تسلط دارم اجتماعیم خوش خندم ولی از درون نابودما