منم خیانت دیده ام
اصلا نمیدونم چرا اینکارو باهام کرد عاشق هم بودیم بعد چهارسال دوا درمون و آی وی اف خدا خواست و باردار شدم از خوشحالی انگار دنیا مال اون شده بود
پنج ماهه باردار بودم که به خاطر کاری رفت تهران و این آغاز بازی کثیف شد
وقتی برگشت میگفت از طریق دوستم با پسری صاحب شرکت آشنا شدم و قول داده باهاش سرمایه گذاری کنن و ...
کم کم بین صحبتهاش از خواهر پسره هم میگفت که با برادرشه و بسیار پولدارن و اهل تبریز
مدتی گذشت همسرم گوشی گران میخرید برا خونه در حال ساختمون راحت خرج میکرد و بی پولی نداشتیم لب تر میکرد براش میفرستادن
یکریز با پسره در ارتباط بود همش الو سعید
کم کم مشکوک شدم دوتا پسر مگر چقدر میتونن با هم حرف داشته باشن
دائم در حال صحبت با تلفن
یکی دو بارم تبریز رفت برمیگشت با کلی سوغاتی
تو گوشیش قسمت تل گ رام که با سعید حرف زده عکس یک دختره حدود سی و هشت ساله دیدم با قیافه زشت که یک درصدم شک نکردم و فقط پرسیدم این کیه گفت خواهر سعید گفتم تو گوشی تو چ میکنه گفت برا هم عکس خانوادگی میفرستیم
عکس خودمم براش فرستاده بود
بعدش مشکوک شدم بیشتر بیشتر چتاشون پاک میکرد پیامای که میخوند در جا حذف میکرد