2777
2789
داستانش طولانیهبعضی وقتا دوست دارم تایپک بزنم سخت‌ بود ولی شد🤣

مخشچ زدی یا یهویی شد

اسفند۹۹ روز دوشنبه ساعت ده صبح هیچوقت یادم نمیره، دیگه اون آدم سابق نشدم💔 آرزوهام پودر شد، خدایا میبینی؟ من خیلی وقته مردم فقط جسمم اینجاست💔 ثانیه به ثانیه که میگذره قلبم بیشتر مچاله میشه💔مادرم اشک هامو که میبینه دلش می‌شکنه💔از بابام متنفرم که باعث  این حال  بدم شد💔 از خدا پرسیدن بدترین عذاب واسه یه انسان مظلوم چیه؟ گفت بال هاش شکسته بشه💔 امام حسین آخرین امیدم به توعه یادته چهل شب برات نماز شب خوندم به حرمت همونا نجاتم بده💔روزگار بدی رو میگذرونم برام دعاکنید شاید نفس یکی از شما حق باشه💔الان حاضرم همه چیزمو بدم فقط خوب بشم💔افسردگی لعنت بهت💔تا ابد حسرت دندونپزشکی شهید بهشتی موند رو دلم💔خدایا تروخدا😭😭😭باید از سمت خدا معجزه نازل بشود تا دلم باز دلم باز دلم، دل بشود⁦❤️⁩                                                «چه بسیار تقدیرها که به تدبیرها میخندند»من این جمله رو زندگیش کردم💔                                         من خیلی وقته مردم فقط جسمم اینجاس🙃💔            ما همیشه از کسایی که دوسشون داریم ضربه میخوریم💔 شدم مثل دختر بچه ای که تنهایی با عروسکاش بازی می‌کنه💔  گاهی وقتا از تنهایی و شدت غم شده شش ماه اصلا از خونه بیرون نرفتم پس با من از تنهایی و غم حرف نزن💔 میگن دردی که تورو نکشه قوی ترت می‌کنه ولی من میگم می‌کشه ولی جوری که هر ثانیه می‌میری💔 خدایا من از درگاهت با دل شکسته چشم گریون و قلب پراز درد نا امید و دست خالی برگشتم💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بگوووووو دختر سیاستاتو بگو یاد بگیریمممممم

ببین من اوایل که میرفتم خوشم اومد ازش البته من برا بلیچ و  رفتم دندونام سالم بود

ولی همین جلسات هم هی کش میدادم

هر بار هم حسابی به خودم میرسیدم ظاهری و استایلی 

بار یکی مونده ب آخر دیگ خودش تو دایرکت گفت فلان بلیچ هوم هم رسیده

حس کردم مایله که ببینه منو 

وقتی رفتم مطب بهش گفتم میشه به پیج شخصی پیام بدم سوال دارم بپرسم 🤣اونم گفت اره

خلاصه بعد اون دیگ منو ریپلای کزد

مخشچ زدی یا یهویی شد

بخون یکمشو نوشتم🤣

دیگه بعد دو سه ماه که رفته بودم مطب اون شروع کزد ریپلای من و اطلاعاتمو گرفت 🫠

البته بگم شاید ۷-۸ ماه مستقیم پیشنهاد دوستی نمیداد 🤣

منم خودمو دیگه گرفته بودم و فقط متوجه شده بود منم اوکیم ولی اصلا سمتش نمیرفتم و آویزون نشدم

تا اومد مستقیم گفت 

چجوری تعریف کن

از ۱۲ سالگی عاشقش شدم تو ۱۸ سالگی عقد کردیم الانم سه ساله با همیم و ازدواج کردیم 

فقط صبر کردم تا اومد خواستگاری 

دختری نبودم گه نخ بدم یا حتی نگاهش کنم یا پیشنهاد بدم شماره بدم 

خلاصه یجوری رفتار کردم انگار نمیبینم ش اون عاشقم شد و اومد جلو با خواستگاری سنتی 

نه خب نگه داشتنش مهمهو اینکه چجوری گرفتتتتت

اره این قسمتا خیلی سخت بود 😅جوری که الان یادم میاپ اشکم دراومد

وقتی اومد هم بعد۷-۸ ماه ب طور جدی من خیلی خودمو گرفته بودم اونم حس کردم صددرصد نیست😑

رابطمون قطع وصلی داشت و کات 

خلاصه حالم بدتر شده بود و بلاتکلیف تر 

ولی خب خدایی حتی تو قهر و دعوا هم درکش میکزدم شرایطشو کامل بی احترامی و رفتار بد نداشتم،


اره این قسمتا خیلی سخت بود 😅جوری که الان یادم میاپ اشکم دراومدوقتی اومد هم بعد۷-۸ ماه ب طور جدی من ...

پس چجوریییییی بعد کات بر میگشت توروخدا بگووووووو دعانویسی چیزی داشتی؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز