منو یه اقایی باهم دوست بودیم اون زمان من ۱۳سالم بود و اون ۱۶،دوستی خیلی ساده ای داشتیم، رفته رفته عاشق هم شدیم جوری که بدون هم طاقت نداشتیم ولی خب تن به رابطه عاطفی نمیدادیم...هم اون میدونست عاشقشم هم من میدونستم خیلی دوسم داره
تو همانی که ز دیدار نگاهت مرا طاقت نیست.M💍 متاهل متعهد😌
یا اینکه مثلاً باهاش صحبت کنه تا گورشو از زندگیتون گم کنه بیرون؟
آخه دختره چی میخواد این وسط
بعد ۱ سال و ۱۰ ماه و ۱۰ روز لانگ دیستنس بالاخره برای همیشه این فاصله شکست... هيچوقت ۸۰۰ کیلومتر دوری مانع عشقم یهت نشد ، مانع صبوری کردن به پات نشد:) و حالا تو اینجایی و این چیزی بود که برای به دست آوردنش چه ها که به سرمون نیومد... چیزی که برای دیگران عادی و بی اهمیت بود برای ما رویا بود و بالاخره شد🤍✨️ خیایا گفتن نمیشه ، گفتن نمی تونین ولی شد و بالاخره ما تونستیم♡
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.