سلام دوستان داداشم تو 25سالگی با یه دختر تو ارتباط بودن بعد اون موقع که پدرم فوت نکرده بود اصلا راضی به این ازدواج نبود چون از نظر فرهنگ خانوادگی باهم هم خونی نداشتیم دیگه دختره ازدواج کرد و داداشم از سرش رفت این دختره الان یه 6ماه میشه که دختر داره به خاطر اینکه شوهرش براش سگ نخریده داره طلاق میگیره دوباره برگشته مثل کنه چسبیده به داداشم ماهم هرچی میگیم این بدرد تو نمیخوره انگار طلسمش کرده هیچی نمیگه حالا ما اصلا به این ازدواج راضی نیستیم میخوام برم یه جایی که دعا بینویسه برا داداشم کارم درسته کسی بوده همچین مشکلی داشته باشه ممنون میشم راهنمایی کنید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دعا و اینا رو بیخیال فکر اساسی کن،داداشتم سنش کم نیست خودش نمیبینه قضیه چطوریه؟
والا من غیر این چیزی دیگه به فکرم نرسید اخه داداشم یه ادمی که لیوان دهنی کسی تا تمیز خودش نشوره دهن نمیزنه نمیدونم چه جوری داره میره زیر بار همچین چیزی که اصلا لایقش نیست به خدا تعریف نباشه بهترین دختر براش تو نظر بگیریم نه نمیگن چون از همه نظر عالی هست
چقد سخته،کاش دختره دست از سرش برداره،البته هرچند نمیدونیم زندگی اون دختر چطور بوده
ماهم همیشه دعا میکنیم که خدا خودش کمکش کنه که بفهمه این راه اشتباه هست که ماهم چون دوستش داریم نمخواهیم وارد یه زندگی اشتباه باشه به جان خودم اگه دختره زن زندگی میبود هیچ موقع این حرفا نمیزدم