من که اینقدر حال خوبم در گرو بقیه بود که نمیدونی
مثلا تا کسی بهم زنگ نمیزد تو جام افتاده بودم
اصلا نمیتونستم بلند شم
الان آدما اونقد بدی بهم کردن که دیگه متنفرشدم از همه
دیگه راستی راستی تنهاییمو دوس دارم و ترجیحش میدم به بودن با آدمای دوزاری اطراف
هییییچ کس نبود صاف و ساده هرکی اومد ادعای دوستی کرد خنجرشو فرو کرد تو قلبم اونم درست موقعی که محتاجشون بودم
دیگه دندونای لقی بودن که کندم انداختم دور ..
خودم خودمو بغل میکنم
باخودم درددل میکنم
خودمو دعوت میکنم پاساژ گردی و کافه و کتابخونه
بهترین دوستت خودی و بس