من اتاق بودم صدای جارو برقی روشن بود من شوهرم و صدا زدم حس کردم داره گوشی صحبت میکنه دیگه صداش نزدم . بعد تلفنش تموم شد من جارو برقی رو خاموش کردم گفتم صدات زدم ولی متوجه نشدی گفت الکی نگو فالگوش وایستادی .
همیشه وقتی با مادرش صحبت میکنه آروم صحبت میکنه میدونم برای چی اخلاق خاص پدر و مادرش نمیخواد من بفهمم اونا چقدر فضولن و از همه چی میپرسمن حتی جلو دار کاراش میشن و برادر بزرگش مریض روانی هست . میخواد ابرو داری کنه برای من . من گفتم متاسفم که اینقدر بدبینی اونم برای من . بعد که فهمید اشتباه حرف زده گفت ببخشید ولی من نمیتونم زود ببخشمش .
همه چیز شوهرم خوبه احترام به خودم و خانواده م محبت میکنه به من .ولی جایی که خانواده ش هستن چه تلفنی چه حضوری اخلاقش فرق میکنه .
نمیدونم چکار کنم .