از روز اول ازدواج شوهرم همش بچه بچه میکرد خیلی دوس داشت،منم دوس داشتم ولی۱۷سالم بود میخواستم یکم بزرگ تر شم و اینا.خلاصه دو سال و ۳ماه بعد ازدواج فهمیدم حاملم سالگرد ازدواج سوممون دخترم۲۰ روزش بود
یه صلوات برا امام زمانم میفرستی؟ گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین،خانه آباد شدم من اُوون آباد حسین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بنظرت باهاش صحبت کنم؟واقعا استرس میگیرم.چند بار تا الان خاستم بگم ولی نتونستم..
آره صحبت کن سن شوهرتم کم نیست که بگه هنوز زوده میخواد وقتی میره مدرسه دنبال بچش یه پدر پیرو ظعیف باشه شوهرم هم سن شوهرتوعه پسر بزرگم الان ۱۰سالشه به اینم فک کنه که فاصله سنی زیاد بین والدین و بچه ها خیلی تو ارتباط باهاشون تاثیر داره
ماشمالی ها دلمون اندازه یه دنیاست بیای شمال میفهمی ...