فکرم خیلی درگیره، دیگه چیزی نمیخورم، از قاعدگیم یه روزه که گذشته درحالیه که هر ۲۸ روزمیشدم، سردرد دارم، بی اختیار گریه میکنم، انگیزه ندارم، همش احساس خستگی میکنم، تپش قلب و تنگی نفس دارم.. تالاسمی مینورم دارم
همین اول صبح بود توی مدرسه نشستم گریهکردم بخاطراینکه کسی نیومد حالموبپرسه،، بگه چیکارمیکنی.. یکی نبود که هوامو داشته باشه بگه بیابغلم.. کسی تاحالا بغلم نکرده، کسی نگفته که امتحانتو چیجوری دادی.. همشون فقط فکرمیکنن من یه ادم عجیبغریبم، فکرمیکنن هرکس که مثبته نباید باهاش دوستشد =)
همیشه پیشقدم میشدم هواشونو داشتم، یکیشون نیومد توی کلاسمون بیاد حالموبپرسه بگه چطوری؟ روزت چطوربود؟
وقتیکه کاراشتباهی کردی و معذرت خواهی میکنی، بجای اینکه طرف بگه عیبی نداره، فوری عصبانی میشه و میگه اهه ولم کن انگاری طلبکاره که چرا اینجوری کردی.. مگه نمیدونه معذرت خواهی کردم چونکه ازرفتارم پشیمون بودم؟
..
همین، کسی نبود بهش بگم، وقتی با مامانم حرف بزنم بهم میگه هرچی که سرته تقصیرخودته، مشکل تویی.. اره مشکل منم، ای کاش منم دوست پسرداشتم مث اونا، ای کاش منم یه رفیق داشتم که همیشه حالمومیپرسید.. کلا کاش یکی بود که میومد میپرسید روزت چطوربود؟ کاش میومد بغلم میکرد..