2777
2789
خیلی قشنگه شاید خوشت نیومده یه پسریه که از فقط و بی پولی و همینطور بیماری روانی صاحبخونه که یه زن پی ...

وای من تا اونجاش خوندم که رفت ساعتو داد به پیرزنه و برگشتنا رفت مست کرد و با مرد سیبیلو حرف میزد

ببین انقدر حالم از خوندن تا اینجاش بد شد ک خدا میدونه،ولش کردم

اخه من حال روحیمم خوب نیست،دنبال یه کتابی بودم حالمو بهتره کنه و چون تعریف اینو زیاد شنیدم گفتم حتما چیز خوبیه ولی بی اندازه حالمو بد کرد

قسمت پشیمونیش داستانو جذاب میکنه؟میشه یکم بیشتر توضیح بدید مگه چی میگه که انقدر شیفتش شدید

وای من تا اونجاش خوندم که رفت ساعتو داد به پیرزنه و برگشتنا رفت مست کرد و با مرد سیبیلو حرف میزدببین ...

اره میره در یک جنون آنی پیرزن رو به قتل میرسونه بعدش درست موقعی که میخواد بره بیرون خواهر ناتنی پیرزنه میرسه و اونو هم میکشه و میره بیرون تا مدت ها مخفی میکنه و بعد از اینکه همچین کاری میکنه چند روز بیمار میشه ولی در نهایت عاشق یه دختری میشه که دختره روسپی گری میکرده تا بتونه خرج خواهر برادراش رو بده دختر همون مرد سیبیلو در آخر میره پیش دادستان جدید و اعتراف میکنه بهش ۵ سال حبس میدن آخرش خوب تموم میشه به عشقش هم میرسه 

بنویسید که ما پیرترین جوانان تاریخ بودیم...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

وای من تا اونجاش خوندم که رفت ساعتو داد به پیرزنه و برگشتنا رفت مست کرد و با مرد سیبیلو حرف میزدببین ...

شآید از انتشارات یا ترجمه خوبی نخوندین که به دلتون ننشسته و اینکه روحیه هم تاثیر داره من عاشق ژانر جنایی ام واسه همین برام جذاب بود 

بنویسید که ما پیرترین جوانان تاریخ بودیم...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108