2777
2789
جدی؟؟

آره دیگه

اولویت رفاهه

آدم جمع میکنه ک یه جایی،روز تنگی،یا تو روزای حال خوبش خرج کنه دیگه

میفروشم بعدا کم کم میخرم دوباره


من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

آره دیگهاولویت رفاههآدم جمع میکنه ک یه جایی،روز تنگی،یا تو روزای حال خوبش خرج کنه دیگهمیفروشم بعدا ک ...

منم همینو میگم ...میگم حالا اون طلاهه چیکار میکنه برام بعدم پولشو که دور نریختم...تازه شاید حسرتش تا ابد به دلم بمونا ن؟

خب گوشیم وسیله دسته دیگه بعدم داریش خب حالا انگار طلاهرو دلری چ فرقی دلره

طلا همیشه نقد هست. 

گوشی فقط در یه صورت ارزش دارع، اینکه کارت با گوشی باشه و ازش درامد دراری. 

وگرنه ایفون یا هر گوشی ک مدنظرته، یه بار از دستت بیفته باید ب قیمت مفت بفروشیش

معین جونم خیلی دوستت دارم و امیدوارم لیاقت عشق ط رو داشته باشم:)

منم همینو میگم ...میگم حالا اون طلاهه چیکار میکنه برام بعدم پولشو که دور نریختم...تازه شاید حسرتش تا ...

میدونی واقعا بستگی به شرایط زندگیت داره 

مثلا من مجردم،دغدغه پس انداز طلا واسه خونه و...ندارم(یعنی طلاهام کلا چند گرمه،مگر فسیل بشم ک باهاشون بشه خونه خرید)

واسه همین حال دلم واسم ارجحیت داره،دنیا دو روزه دیگه میخرم کیفشو میبرم،فدای سرم میشه اصلا

ولی مثلا یه رفیق دارم همیشه خدا میناله چن سال پیش فلان قدر طلا خریدم،اگه بود الان انقدر شده بود و فلان

هر کی یطوره دیگه

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز