نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
من یکی از دوستام کاشت انجام داده امل چون موهای بانکش نازک و کم پشات بود شاید فقط ده درصد ب موهاش اضا ...
خب قاعدتا کسی ک موهای کم پشت و نازکی داره کاشت میکنه
کسی ک موهاش پرپشت و کلفت باشه نیازی به کاشت نداره اصلا...
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چند وقت پیش تو اینستا یه قرص بیوتین دیدمبرا همین مشکل بود البت نمیدونم چقدر صحت دارهشما امتحان کردین ...
منم تیلیغش رو دیدم اما استفاده نکردم یه پیج هست بنام گلو تامارکت که محصولاتش کره ای واصل هست برای پوست ومو بخصوص سفیدشدن صورت وبدن دوستدارم ازمحصولاتش بگیرم
منم تیلیغش رو دیدم اما استفاده نکردم یه پیج هست بنام گلو تامارکت که محصولاتش کره ای واصل هست برای پو ...
آهان مرسی عزیزم
حالا منم اینستا میزنم ببینم چیه
ولی دیگ حس میکنم به جز کاشت راه دیگه ای برام نمونده
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
واسه همین کاشت بیشتر ب درد اقایون میخوره چون جلوی سرشون خالیه ولی موهای پشت پر و ضخیم.
ای بابا پس من چه کنم🥲
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
البته خانواده مامانم اوکیه ها ولی خب من به بابام و اینا رفتم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!