نفسم میگیره این چیزها را میخونم
من خیلی نگران این مسائل هستم. همسرم نیست. همسرم محیط دیگه ای بزرگ شده, اینقدر تو محیط پرخطر مثل ما نبوده. منطقش جور دیگه ست. ولی من با خوندم این اخبار و ذهنیتی که خودم دارم واقعا دارم اذیت میشم. پیش مشاور هم رفتیم حرفهای اونو تایید کرد و گفت زیادی نگرانی.
من دوست دارم بچه هام مستقل باشن, نمیخوام نگرانی خودمو بهشون منتقل کنم. سعی خودمو هم میکنم به روی خودم نمیارم.. ولی درونم بسیار بسیار به هم ریخته و نا آرومه سر این مسئله. همش نگرانم.