2777
2789
عنوان

فولیکول

330 بازدید | 22 پست

سلام

بچه ها من امروز سونوگرافی رفتم، فقط یه فولیکول دارم که اونم ۸ میلیمتره، تو تخمدان راستم، اینم بگم روز چهارم پریودیمه امروز، سوالم اینه که هردوتا تخمدان هم باید فولیکول داشته باشن ؟؟؟؟ و اینکه اندازه فولیکول چطوره تو روز چهارم پری

لطفاااات جواب بدید 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فک کنم برا روز 4خوب باشه

منم روز 12رفتم یه 21داشتم و یه۱5به نظرتون باردار میشم با این سایز؟

دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!...
اره خیلی خوبن..دارو خوردی؟

آره گلم

تنبلی هم دارما

دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!...
نمیدونی قبل از دارو چندبودن؟؟ امپولم زدی واسه ازاد شدنشون؟؟

نه عزیزم نمیدونم 

ولی ماه پیش که رفتم روزه 12

6تا تو چپو7تا تو راست داشتم بزرگترینش 12بودش

بله روز 13زدم

الان روز14هستم خیلی نگرانم که باردار نشم5ماهه دارم دارو میخورم

دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!...

منم سه دوره قرص خوردم.یه دوره همشون کوچیک بود.دوره دوم بیشتر ازده تا و دوره سوم بیشتر از سیزده تا سوپرنوا داشتم که اندازه هاشون 17 یا 18بودن روز دوازده.ولی هیچکدوم باردار نشدم.😓😢😓😓

مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم.......
منم سه دوره قرص خوردم.یه دوره همشون کوچیک بود.دوره دوم بیشتر ازده تا و دوره سوم بیشتر از سیزده تا سو ...

وای عزیزم خیلی ناراحت شدم ایشالا به حقه امام حسین به زودی دامنت سبز شه برات از ته دلم دعا میکنم چون میدونم انتظار چقد سخته 

دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!...
وای عزیزم خیلی ناراحت شدم ایشالا به حقه امام حسین به زودی دامنت سبز شه برات از ته دلم دعا میکنم چون ...

مرسی خانوم گلّ.انشالله خدا ازدهنت بشنوه.خودم که خیلی خسته شدم.از نگاه ها وحرفای فامیل شوهرم.فامیل خودم اونجور نیست.ولی فاميل شوهرم همشون يجوري نگام میکنن.ميدونن مشکل ازمنه.مادرشوهرمم هروز یه مراسم داره.همش جلو چشمشونم

مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم.......
مرسی خانوم گلّ.انشالله خدا ازدهنت بشنوه.خودم که خیلی خسته شدم.از نگاه ها وحرفای فامیل شوهرم.فامیل خو ...

امان از دسته فامیله شوهر 

من فعلا یه ساله و دوماهه که عروسی کردم ولی 5ماهه اقدام کردم و نشده دلیل اینکه زود اقدام کردم هم از اول ازدواج فهمیدم مشکل دارم گفتم خدا میدونه چقد طول بکشه از الان شروع کنم

 میترسم باردار نشم و فامیله شوهرم بفهمن اخه الان که میپرسن بهونه دارم و میگم زوده اگه طول بکشه میفهمن خب 😟😟

دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد !!!...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108