محدودیت های خانوادگی هیچ جا نمیتونم برم که هیچ حریم شخصی هم ندارم شاید من دلم بخواد یه موقع هایی حداقل اگه کسی نیست افکارم رو بیارم رو کاغذ درد و دلامو بنویسم حق همونم ندارم یه بار یادمه حتی مامانم قفل دفترچه خاطراتم رو شکسته بود از مدرسه که برگشته بودم همش بهم نیش و کنایه میزد حتی چتای تلگرامم رو همین الان داشت چک میکرد به نظرت من چیکار کنم