چند سال پیش حدود ۲۰ سال پیش عروسی پسر عموم بود ما هم از صبح برای کمک خونه ی عموم بودیم تا اینکه شب شد و کم کم مهمونا میومدن بعد یکی از اقوام زن عموم که خیلی شیک و پیک بودن اومدن اونجا دیدم همکلاسیمه کلی خوشحال شدم باهم نشستیم ینی تو کل مهمونا از همه خوشگل تر و شیک تر بودن اون زمون کسی زیاد ارایشگاه نمی رفت بیشتر خودشون ارایش میکردن بعد دختر اینا به من گفت لباسم راحت نیست میای بریم خونه ی ما لباسمو عوض کنم منم قبول کردم البته از ذوقم چون پول دار بودن دوست داشتم خونشون رو ببینم
وای چشمتون روز بد نبینه روفتم خونشون باور نمی کنید از کثیفی راه می رفتم پام میچسبید زمین نمی دونم چی ریخته بودن کل خونه لباس بود روی جلو مبلی اشغال میوه بود
رفتیم اشپزخونه بهم آب بده نگم از سینک و اجاق 🤢🤢
خلاصه خواستم بگم از روی ظاهر نمیشه قضاوت کرد یکی چون به خودش میرسه حتما به بهداشت هم اهمیت میده🙄🙄