بابام ازم متنفره پیش بقیه تحقیرم میکنه هربلایی سرم بیاد براش مهم نیس حالا کاریم نمیکنه نمک میپاشه رو زخمام مثلا محل کارم باهمکارم اگه دعوام بشه بااینکه حق بامنم هست به گوشش میرسه سرزنشم میکنه ..حالم خیلی بده امشب یه اتفاقی برام افتاد که بامرگ فاصله ای نداشتم اومدم خونه به بابام گفتم بابا زنگ بزن به اون فردی که باعث شد اون اتفاق برام بیفته و ازم دفاع کن کلی فحشم داد بچه ها دعا کنید بمیرم فقط همین احساس بی پناهی میکنم یه دختر تو این جامعه خیلی سخته هیچکس پشتش نباشه بچه ها تورو خدا از ته دلتون دعا کنید به مرگ طبیعی وشرافتمندانه بمیرم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من باتنهایی مشکلی ندارم چه بسا تنهایی از پس همه جی برمیام الان باوجود پدرم همش باید در قبال ظلم دیگر ...
فقط باید کنار بیای من الان 30 سالم هنوز گاهی اوقات می بینم توقع هایی از خانوادم دارم اما بیشتر که فکر می کنم می بینم کاری نمیشه کرد و زندگی خودمو واسه اونا خراب نمی کنم و سعی می کنم بیشتر خودمو دوست داشته باشم