بچه هاااا
سلام
اقا شوهر من یه دوستی ۱۵ ساله داره مثلا علی، که تقریبا داره ب فنا میره😁ته دلم خوشحالم ولی ناراحتی همسرمم برام مهمه.
جریان از این قراره ک.....
به واسطه اون دوست ، با دوتا خانواده دیگه هم هشت ماهه دوست شدیم، که خانواده های خوبی هسستن
اینا چند روز پیش یه گروه دوستانه زدن ،
زیاد با هم بیرون میرفتیم مسافرت پیکنیک و..
چند روز پیش داخل گروه نوشتن که بریم فلان بومگردی منو همسرم سرکار بودیم، همسرم نوشت ماسرکاریم شما برید
اونا هم نوشتن باشه پس شما عصر بیایید پیشمون...
شوهر من انتظار داشت که علی ،اون روز رو کنسل کنه و بندازه ی روز دیگه، عصر هرچقد بهش زنگ زدن قهر کرد جواب نداد،تو گروه مسخره بازی دراوردن اصلا جواب نداد...
اخه همسر من تو تمام لحظات ناخوشی علی بوده، میگف اون سر دنیا کار دارم باهاش میرفت، بنایی کشاورزی آبیاری ، هرچی ک فکرشو کنید ، زنگ میزد شوهر من.حااا خوشی ااش با بقیه س
به نظرتون آشتیشون بدم؟ یا لیاقت دوستی با همسرم رو نداره؟