2777
2789
عنوان

با همچین مادرشوهری چقد سازش میکنید

| مشاهده متن کامل بحث + 1658 بازدید | 89 پست
عزیزم دائم پشت پنجره نشسته میبینه و اینکه همسرم دلش نمیاد چیزی تنهایی بخوره واسه مادرش نبره

پس نمیشه کاریش کرد باید تحمل کنی

منم ۵ سال با همچین مادرشوهری زندگی میکردم که دقیقا پنجره اش هم به حیاط ما بود هم به در ورودی ولی اصلا نذاشتم دخالت کنه

الان میفهمم چرا انقد از من بدش میاد😆😆 

به نظرم اینجا باید مرد اونقدر عرضه داشته باشه قبل اینکه تحمل زنش تموم شه و ماجرا بالا بگیره با حفظ ا ...

بخدا هم خودم هم همسرم از همه راهی رفتیم اما باز هم کاراشو تکرار میکنه. همه اقوامشون میشناسنش میگم هیچکی لجبازتر از این زن نیس

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چندماهه قهرم اما غرزدناش بدجور رو مخمه

بیخیال باش با خودت بگو سگ داره پارس میکنه  

کافیه هدف داشته باشی!اون وقت دنیا،به اختیارِ تو می چرخه.تو یک حرکت کوچک کن،گردش دومینو شروع میشه.

این گوش در اون گوش دروازه.فوقش رفت آمد کم رنگ و خودم میزنم بی خیالی

بخدا تمیشه هی بیخیال شد. روزی چندبار این حرکتارو انجام میده دیگه خستم کرده البته الان چندماهه قهرم شرایطم بهتر شده خداروشکر

خب بشینهگفت کجا بودید یا کجا میرید بگو بیرون کار داریم یا پیاده روی یا یه چرخ بزنیم، به سوالاش کلی ...

من چندماهه قهرم.اما مثلا آماده شدیم بریم بیرون سریع میاد تو حیاط کلی حرف بارمون میکنه میره داخل

بخدا تمیشه هی بیخیال شد. روزی چندبار این حرکتارو انجام میده دیگه خستم کرده البته الان چندماهه قهرم ش ...

همون قهربمون.میدونی مادر همسر منم حال به حال یه روز خوبه یه ساعت بعدش‌ خود به خود اخماش‌ میره تو هم. بخاطره اون زیاد صمیمی نیستم باهاش و اینکه اهمیت نمیدم به اخماش‌ می بینی بعد دو ساعت خودش‌ به روز رسانی میشه😂😂😂

بخدا هم خودم هم همسرم از همه راهی رفتیم اما باز هم کاراشو تکرار میکنه. همه اقوامشون میشناسنش میگم هی ...

همه‌ی راه یعنی چی؟

مثلا بدون دعوت اومد باهاتون بیاد مستقیما گفتیم میخواییم زنو شوهری بریم؟

یا وقتی بی‌منت میکنه تا حالا تصمیم گرفتین دیگه چیزی واسش نگیرید؟

حالا اینایی که من میگم تو مرحله‌ای که دیگه ببینی غیرمستقیم و محترمانه‌تر جواب نمیده

اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر می‌کنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی می‌کنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم

مادرشوهر من یه جوراب یه چیز خوردنی پوشیدنی بگیرم یا برم خونه مامانم بااینکع دیر به دیر میرم قیافش کج میشه یا میخواد یکاری کنه زود برگردم اوایل خیلی حرص می‌خوردم کم کم دیدم بی فایدست الان همه چی قایم میکنم چه خوب چه بد چه خوشیم باشه چه غمم مثلا الان یه سال چون خونم دور شده نمیتونم برم سرکار استعفا دادم تواین یه سال هربار منو دید به یه طریقی گفت برو سرکار امروز به شوهرم گفتم مامانت هر دفعه میگه گفت اون نفهمه تو که نمیتونی حالیش کنی باز دفعه بعد میگه پس دیگه به حرفش توجه نکن انگار نمی‌شنوی چی میگه 

فقط 2 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

همسرم قبول نمیکنه مادرشو تنها بزاره

  راضیش کن بگو جدابشیم هفته ای یه بار براشون همه چی بخریم بیاریم هم از چشم هم نمی افتید اینجوری هم دوستی تو پایدار تر میشه

زندگی که کردنی بودنفسمون روگرفت.وای به حال جون که دادنیه....!
همون قهربمون.میدونی مادر همسر منم حال به حال یه روز خوبه یه ساعت بعدش‌ خود به خود اخماش‌ میره تو هم. ...

کاش واسه من اخماش میرفت تو هم. این فقط آدمو دق میده ول کن نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز