وضعیت مالی خونوادم خراب یعنی خیلییییی. بهتره بگم از فقر😅 بابا مامانم پیر از کار افتاده مامانم فقط نون میپزه برا مردم خرج دکتر بابام میشه پول یارانه هم برا قسط وام زلزله به زور این ماهمون اون ماه میشه خوراکی خیلی کم میتونیم بخریم چی بگم خواهر 😅با اینکه خورد و ریزا فقط با منه ولی از پسش برنمیام . اگ بابام عین قبل میتونست همون کارگری ساده رو انجام بده کم کم میتونستم ولی بیمار شد از کار افتاده شد ۶۰ سالشه .دیگه هیچ بتونیم غذا بگیریم بخوریم هنر کردیم 😅وام ازدواجم نمیتونم بگیرم چون پول قسط ندارم بدم . اگ پول قسط داشتم ک وسایل رو کم کم میگرفتم .انقده افسرده شدم ک انگار ی خیال شده برام انگار دیگه بی حس شدم موهام کلی سفیده😅😓 اینجام رسمه بعد عقد تا شیش ماه بری سر خونه زندگیت وگرنه حرف در میارن . همش هی میگن پس کی میری سر خونه زندگیت .ـ بخاطر همینا چهار و نیم سال نامزد بودیم ک اگ عقد بودیم حالا از حرف مردم باید فرار میکردیم ناچار چهار و نیم سال نامزد بودیم چند ماهه هم ک عقدیم انقدددد مردم بهم گفتن ک دوس دارم بمیرم شهرمونم کوچیکه کار پیدا نمیشه ب هر دری زدم . کلا همه درا روم بستس . تنها راهی ک هست و غیر ممکنه . اونم اینه فرجی بشه خیری چیزی کمکم کنه وسایل خورد ریز رو اونم فقط چیزای واجب رو ک خیلی مهمه همین .
💔😅همینقد بدبخت. میدونم اخرش خونم قبر میشه ن خونه شوهر ارزو بدل برا ی جهیزیه میمیرم
جهیزیه ای ک یک قاشقم ندارم