کنار یه همکار دیگه بودیم که داشت از من تعریف میکرد و بهم میگفت وای خانم فلانی خیلی قشنگ آرایش میکنی مثل میکاپ آرتیستها، منم خندیدم گفتم مرسی عزیزم بعد اون عقده یی برگشت گفت عزیزم به من و خودت نگاه نکن که، ما خدادادی خوشگلیم 😐قیافه ی من اون لحظه 😐😐بعد از دوباره یه جا دیگه همون بدبخت از من تعریف کرد گفت واقعا چیکار کردی اینهمه لپ داری خیلی لپ در آوردی؟ اونم چون کنارمون بود برگشت گفت هیچی جوانه گندم خورده 😐منم گفتم نه واقعا من هیچی نخوردم چون چاق شدم گونه در آوردم 😐😐😐نکبت عقده یی حالم ازش بهم میخوره زنیکه بدجنس، این که تو رو اینجوریه وای به حال من تو پشت من چیا نمیکنه بدذات
🤣بخدا از خودم قطع امید کرده بودم. این دوستای بدجنسمو میبینم که روی واقعیشون رو بهم نشون میدن به زندگی امیدوار میشم میگم حتما یه چیزی هستم که اینهمه میسوزن